گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

پیش‌گفتار: از ما گفتن بود - سخت نگیر بابا! - بیابید پرتقال فروش را!.

ابتدا باید بگویم که پیشاپیش نوروز را به همه شادباش و فرخنده می‌گویم؛ و در این بی‌حوصلگی نوشتن و حال و هوای دوری از وب، گفتم بد نیست بیایم و یک حرفایی را که قبلاً به آن اشاره‌هایی کرده‌ام و این اواخر هم در فکر نوشتنش بودم و یک خبرهایی هم چند وقت پیش در این باره شنیدم، بنویسم.

اگر من بیایم یک نوک قاشق چای‌خوری، مرگ موش به شما بدهم، می‌خوری؟ اگر بگویم همین یک ذره است، چیزی نمی‌شود که! باز هم می‌خوری؟ اگر خودآزار یا امثال آن نباشی، حتماً من را دیوانه‌ای چیزی خطاب می‌کنی؛ و شاید پاسخ بدهی که مرگ موش یک ذره و یک کیلو ندارد ... .

یا بیایی روزی یک تکه از گوشت زنده بدنت را ببُری. یک تکه است دیگر، مشکلی که پیش نمی‌آید، می‌آید؟

حتماً می‌گویید دم عیدی این پرت و پلاها چیست که می‌گویم! اتفاقاً دم عید خیلی به این موضوع مربوط می‌شود. به هر حال با تعطیلات عید روبه‌رو هستیم و سفر هست و دور هم نیشنی و ... که موجب می‌شود یک دوست قدیمی هم حضورش بیشتر از پیش حس شده و دیده شود. دوست ناخلفی که به جای کم شدن حضورش در بین پسرها، شاهد رشد گرایش دختران هم به آن هستیم. بله، مواد مخدر را می‌گویم. و در این مطلب خاص، بیشتر منظورم سیگار و قلیان می‌باشد.

همانطور که شما کاری نداری مرگ موش یک ذره است یا یک قاشق و یا یک کیلو، مخدر هم یک ذره و یک عالمه ندارد که؛ مخدر، مخدر است. درست است که سیگار در مقابل تریاک کوچک است، اما باز هم سمی و خطرناک است و اتفاقاً این یکی خطرش بیشتر است، چون آسیبش را به مرور زده و تا به خود بیایی، کار است که از کار گذشته.

دکتر و دانشمند و عقل و خدا پیغمبر (که قبلی‌ها را هم شامل و دارا است ...) همه و همه گفته‌اند و ثابت نموده‌اند و پیشنهاد و توصیه داده‌اند که پسرم! دخترم! این سیگار چند سانتی و این قلیان چند دقیقه‌ای، شاید چند ثانیه‌ای یک حال خاصی به تو بدهد (که خود دلیلی بر آن است که در دسته مخدرها قرار گیرد) اما هزاران برابر آسیبب است که به تو می‌زند. تازگی‌ها هم که خبرش آمده که گویا مخدرهای دیگری چون شیشه و ... هم در این تنباکوها قاطی کرده‌اند. هرچند که خودم سال‌ها پیش بنابر دلایلی این احتمال را می‌دادم که در تنباکوها چیزی قاطی بکنند و دوستان نزدیک ممکن است این حرف را از من شنیده باشند؛ ولی من نمی‌خواهم صرفاً به یک خبر اکتفا کرده و حرفی بزنم (آن هم در این دنیای امروز که دقیقه‌ای خبر درست می‌کنند)، فقط می‌خواهم بگویم امکانش هست. تازه اگر هم نباشد، خود خالص آن هم همچین بی‌خطر نبوده و حکایت همان نوک قاشق چای‌خوری است. می‌خواهی خودت را بکشی؟ خب برو سریع و راحت این کار را بکن، نه این همه سرمایه مملکت را هدر بده، نه دودش را به حلق دیگران هم بفرست، نه خودت را هم زجرکُش کن.

 

روزگارتان پر از شادی و خوشی و نیک‌فرجامی.

 

ریش قرمز

۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۰۹

همیشه در وقت‌های تلف شده زندگی می‌کنم!

 

ریش قرمز

۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۴۰

من از صداها گذشتم.

روشنی را رها کردم.

رویای کلید از دستم افتاد.

کنار راه زمان دراز کشیدم.

 

سهراب سپهری

۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۰۴