گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

ما چنان که باید و شاید خودمان نیستیم. نه آنکه از خود دور باشیم، و یا تهی؛ بلکه از همه عالم و آدم غافلیم. از خود خویشتنمان گرفته تا برگ‌های آغشته به رنگ‌های رونده به سوی پاییز. ما غافلیم از هرآنچه که بودن ما را تضمین می‌کند، و یا وجود ما، ضامن هستی و آفرینش آن‌هاست. ما در تقابل هر روزه‌ی روزگار و روحمان، نه این را یاری می‌کنیم، و نه آن را برمی‌گزینیم. ما غافلان راه بودن، به سراغ راه سومی رفته‌ایم که نه راه است و نه بی‌راه؛ بلکه راه بی‌خیالی غیراختیاری است. راهی که همچون کویر مِه گرفته‌ای را ماند که نه راهی مشخص و سنگ‌چین شده دارد، و نه ستاره و خورشید و ماه و نوری عیان، تا مسیر و مقصد را مشخص کنیم و پیدا. و این بدان معنا نبوده و نیست که هیچ کدام این‌ها نباشند، تک‌تکشان در گوشه و کنار دست و پا و چشم ما گوشه‌ای کز کرده‌اند و چشم دوخته‌اند به هر چه در پیششان در گذر است، اما ابرهای رقیق و ناپیدای بی‌خیالی غیراختیاری زاییده از تراوشات غیرفکری ما، آن‌ها را در بر گرفته و تنها پرده‌ای از نمایش‌های گوناگون پیش چشمان مست ما انداخته است، و سرخوش به رفع و رجوع شبانه‌روزهایمان، هیچ نگران پایان پاییزی که آغاز می‌کنیم نیستیم، که آیا چند جوجه خواهیم داشت؟! و شاید پرسشی که با این حال و روزمان در آینده برایمان پیش خواهد آمد این باشد، که اصلاً یادمان مانده پاییز چه بود؟!

ما تنها پوستینی کج و معوج از آنچه که باید و شاید را مانند شده‌ایم، و دیگر هیـــــــــــــــــــــچ ...

 

ریش قرمز

۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۱۹

اومدیم خاکی باشیم، گِلی شدیم ...

 

ریش قرمز

۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۸