گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

در روز و روزگاری که یک خانم ایرانی، در یکی از دانشگاه‌های بلاد خارجه، توانست در تمام دنیا، و در تمام طول تاریخ، اولین زنی باشد که مدال فیلدز را به گردن می‌اندازد، با عکس العمل‌های گوناگونی در داخل وطن، و از هم‌وطنان بزرگوار ایشان، روبه‌رو شدم. درمیان تمام حرف‌ها و حدیث‌های مربوط و نامربوط، درست و غلط، خاله زنک‌وار و یا متفکرانه، و ... یکی از برخوردها برایم بسیار بسیار جالب توجه می‌نمود، از این باب که به هیچ وجه انتظار چنین دیدگاهی را، آن هم به این وسعت نداشته و هنوز هم ندارم. با این نگاه پیشتر هم به طور کلی و در مباحث همیشگی بین افراد برخورد کرده بودم، اما اینبار، آن را از شخصیت‌ها و میزان تحصیلات و سن‌های مختلفی دیدم، آن هم زمانی که چنین رخداد خاصی پیش آمده بود و شرایط، مانند همیشه، جر و بحث‌های همیشگی و کلی نبود. نمی‌توانم تمام آن جمله‌ها را در یک کلمه بیان کنم، اما موضوع کلی تمامی آن‌ها به این موارد محدود می‌شد که، علم برای غربی‌ها است؛ ما از خودمان چیزی نداریم؛ شرقی‌هایی هم که به چیزی رسیدند و جایزه‌ای، نوبلی، چیزی بردند، در دانشگاه‌ها و مراکز آن‌ور آبی بوده، و امثال این نگاه‌ها که درواقع غرب را بت دانش می‌پندارد، و خود را به طور کلی تهی می‌بیند.

در اینکه غرب هم داراری مراتب و پیشرفت‌های علمی والایی بوده و هست شکی نداریم، و نمی‌خواهم خیلی افراط‌گرایانه به موضوع نگاه کنم و از این سوی بوم بی‌افتم که نه، آن‌ها تهی هستند و ما همه چی هستیم و از اینگونه حرف‌های واقعاً دروغ و بی‌پایه و لجاجت‌گونه. اما دیگر به آن شوری‌هایی هم که در بالا ذکر شد نیست، و برای رد نظر این عزیزان خودباخته، لازم می‌دانم در چند قسمت، اقدام به بازگویی تاریخی کنم که موجود است، و می‌پنداشتم که دیگر، ما خودمان باید آن را بلد باشیم، و در حالی که انتظار فهماندن آن را به خارجی‌ها داشتم، دیدم که این خانه از پای‌بست ویران است ...

قسمت اول:

با نگاهی گذرا و خیلی ساده به کتاب‌های مختلف تاریخ علم، بویژه آن‌ها که دارای نویسنده و پژوهشگر غربی می‌باشد (که نگویند این‌ها خودشان از خودشان تعریف کرده‌اند) به ندرت پیش می‌آید که سرفصل مجزا و مشخص و جداگانه‌ای، که متعلق به ایران و اسلام است را، مشاهده نکنیم. و این در اولین نگاه، حداقل آگاهی که می‌دهد این است، که اگر علمی هم در غرب موجود است، از گذر کتاب‌ها و نوشته‌ها و ترجمه‌ها و تحقیقات ایرانی اسلامی، و از رهگذر این سرزمین و بر پایه دانش اجداد ما می‌باشد، و این حرف که غرب مهد علم است را به کلی و به معنای اصل کلمه زیر یک علامت سوال که نه، یک علامت تعجب بسیار بزرگ می‌برد. و با مطالعه کمی، فقط کمی دقیقتر در این کتاب‌ها و نوشته‌ها، درمی‌یابیم که اولین افرادی که حرفی از بسیاری از علومی که به هر دلیل اکنون زمامش در دست غرب هست، و یا اینکه فکر می‌کنیم که هست، به میان آورده، و به عنوان یک شاخه علمی معرفی و آن را مورد تحقیق و بررسی بسیار زیاد قرار داده است، دانشمندان ایرانی و اسلامی بوده‌اند. و گاهی با بررسی دست نوشته‌های موجود از آن بزرگان، و یا با رجوع به برخی تحقیقات مستشرقین گرامی، به دفعات دیده شده که برخی علومی که به نام یک دانشمند غربی گره خورده، خیلی پیشتر توسط یکی از اجداد ما، مورد بحث قرار گرفته بوده و تمام شده بوده و رفته، و این عزیز تنها به بازگویی چیزهایی که قبلاً بدست آمده بوده، اقدام کرده است.

آنقدر این دست‌آوردها بسیارند که در اینجا فرصت بیان آنها نیست، از علوم ستاره‌شناسی و نجوم گرفته تا مهندسی و پزشکی و جامعه شناسی و فلسفه و ریاضی و زیست و ... که بسیاری از آن‌ها، تا همین سال‌های اخیر، جزیی از منابع آموزشی همان دانشگاه‌هایی بوده است که بر سر خود می‌کوبیمشان. سیستم آموزش عالی که تولدش را در غرب می‌دانیم، اما شاهد ریشه‌های اصلی آن، در تاریخ خودمان هستیم، تا جایی که لباس فارغ التحصیلی آن‌ها نیز، یک الگو برداری از لباس طلاب و دانشمندان خود ماست ...

که در چند صد سال پیش، که شاید در غرب چیزی به اسم تمدن هم نبود، چه رسد به دانش، سد و پل و راهی ساخته‌ایم که بر پایه دانش روز مهندسی است، و یا بهتر بگویم، دانش امروز بر پایه کار و دانش آن زمان بوده.

و یا معماری‌های شگفت آور و پیچیده که امروز روز، در عجب چگونگی ساخت این بناها مانده‌اند، مانند حمام شیخ بهائی و مساجد جامعی که بی هیچ احتیاجی به سیستم‌های صوتی کنونی، توانایی انعکاس صدا را به تمامی نقاط آن داشته و دارد و ...

و یا با مشاهده محاسبات و مسئله‌های موجود در رساله‌های آن عزیزان، دیده می‌شود که بسیاری از معلوماتی که سالیان سال بعد، دانشمندان غربی، جان خود را بر سر اثبات آن می‌دادند، برای ما بدیهی و پیش پا افتاده بوده، و به دنبال مسائل سخت‌تر و دقت بیشتر بوده‌ایم.

محاسبه شعاع زمین؛ حفر قنات‌های بسیار طولانی و دقیق، با ابزارهای بسیار ساده؛ درمان کردن بسیاری از بیماری‌هایی که هم‌اکنون و با علم روز، دارای درمان‌های سخت و طاقت‌فرسا بوده، و یا در برخی موارد، تنها می‌توانند، آن را همراهی کنند و نه درمان. سنگ کلیه‌ای که با درمان‌های پر خرج و پر درد دفع می‌کنیم را با یک گیاه ساده و کم خرج به سادگی از بین می‌بردند و ...

مباحث بسیار پیچیده در کلام فیلسوفان غربی که گاهی به درستی هم توان بیان آن را ندارند، و در کلام یک فیلسوف وطنی، در یک خط تمام و کمال حل می‌شود و از آن می‌گذرد.

تکمیل ابزارهای محاسباتی و مهندسی قدیم، و یا ابداع ابزار نوین، که گاهی تا هم‌اکنون هم از آن استفاده می‌شود؛ با این تفاوت که فقط کمی دیجیتالی شده، وگرنه دقیقاً همان ابزار و روش کاری است که در رساله مهندسان و ریاضیدانان و ستاره شناسان قدیم ما می‌باشد.

و بسیار بسیار موارد دیگر. اما اگر بخواهم به صحبت کردن بدون مدرک متهم نشوم، می‌توانم کمی، فقط گوشه‌ای از دست‌آوردهای اجداد خودم، در رشته‌ی خودم را بیان کنم. یعنی ریاضی، مادر علوم.

با مثلثات آشنا هستید؟ همان دوست نام‌آشنای دوران تحصیل متوسطه و دانشگاه، سینوس و تانژانت و ... . بله، همین عزیز دل که در بسیاری از علوم نقش‌آفرینی می‌کند و به هر حال، در هر رشته‌ای، گذرت به آن می‌خورد، دقیقاً از ابداعات ریاضیدانان ایرانی است، و این واژگان غریب و به ظاهر بی‌معنی، دقیقاً ترجمان لاتین واژه‌های ایرانی این مفاهیم است. و یا ما شاهد نوشته شدن و پایه‌گذاری رشته‌ای بسیار مهم در ریاضیات، به نام جبر برای اولین بار، در رساله یک ریاضیدان خودی هستیم، که هنوز هم، نام انگلیسی و جهانی آن، برگرفته از همان لفظ عربی این کتاب است، یعنی الجبرا. و مثال‌های ریز و درشت دیگر که بحث را تخصصی، و ما را از موضوع دور می‌کند. برای آشنایی بیشتر، فقط کافی است کمی مشتاق و جست و جو گر باشیم ...

قسمت دوم:

از گذشته درخشان و پر محتوای خود که بگذریم، ممکن است برخی بگویند که الآن چه کاره‌ایم؟

قبول دارم که در قرون اخیر، رشد علمی ما به اندازه رشد علمی ممالک دیگر نبوده، و گاهی هم رشد منفی داشته‌ایم و خود فراموش کردن این همه تاریخ خودمان، دلیلی بر این مدعاست. اما از حق نیز نباید گذشت، که در چند دهه اخیر، با وجود فشارهای سیاسی و اقتصادی و ... حداقل در بسیاری از علوم توانسته‌ایم خود را به روز رسانده، و در کنار چند عدد کشور صاحب انحصاری آن تکنولوژی‌ها و دانش‌ها قرار بگیریم، و در مواردی حتی عیوب موجود در کارهای آن‌ها را نیز بهبود بخشیم. از سلول‌های بنیادی گرفته، تا لوازم پزشکی، دارویی و درمانی، مهندسی، ارتباطات، هوافضا و نمونه بسیار مهم آن ماهواره، مباحث هسته‌ای، علم نانو، و ... . برای مثال، باز هم به سراغ رشته‌ای می‌روم که در آن اطلاعاتی دارم، تا به حرف زدن بدون مدرک متهم نشوم. همین خورده سال پیش بود، که یکی از اساتید خود بنده به نام آقای اشرفی، که از قضا رشته‌اش ریاضی بود، و با به کار بردن رشته خودش در مبحث نانو شیمی، به قدری مقالات متنوع و مفید داده بود، که نه تنها هر بار در مسابقات نانو شیمی، در بین اساتید شیمی، یکی از سه تن اول می‌شد، که نامش وارد 100 دانشمند برتر جهان آن سال نیز گشت. و بسیار دست‌آورد کوچک و بزرگ در فناوری و صنعت و دانش، که فقط کمی چشم باز می‌خواهد که ببیند، گروه‌های جوان، با همین امکانات شاید محدود داخل، در حال رقابت با جهانی از تلاش و سابقه و تبلیغات هستند. و باز از وارد شدن بیش از اندازه به این مقوله نیز خودداری می‌کنم، که مرور کوتاهی بر اخبار علمی نیز، به راحتی دنیایی از فعالیت‌ها را نمایش خواهد داد ...

قسمت سوم:

 حالا می‌رسیم به یک قسمت نسبتاً مربوط به خود ماجرای اصلی. این موضوع که در آن سوی مرزها امکانات تحقیقاتی و علمی بیشتر است یا نه، و این پیشرفت‌ها به خاطر نوع دیدگاه و سیاست گذاری‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و ... است یا نه، و آیا تفاوتی بین اینجا و آنجا موجود هست یا خیر، خود بحثی جداگانه را می‌طلبد. بنده نه منکر آن هستم که آن طرف امکانات قابل توجهی وجود دارد، و نه موافق این موضوع هستم که این طرف هیچ امکاناتی در دسترس نیست. نواقص و تفاوت‌هایی هست، اما نمی‌خواهم فعلاً وارد آن مقوله شوم که بر‌می‌گردد به شرایط و حدود هر کشور. حرف من این است که، این خانمی که تا ارشد خود را هم در همین مملکت گرفته، و با مراجعه به زندگی‌نامه ایشان، شاهد کسب افتخارات و مدال‌های مختلفی در مسابقات متفاوت هستیم، و صرفاً از دکترای خود به بعد را در خارج از این کشور گذرانده، آیا می‌توان مدعی شد که کسب این افتخار اخیر، صرفاً به خاطر تحصیل در خارج است؟ مگر مغز ایشان را عوض کرده‌اند؟ و یا قبلاً در ایران افتخارات و تحیقات و تحصیلاتی نداشته؟ اگر قرار است با یک تحصیل سه، چهار ساله، یک چنین رویدادی رخ دهد، پس یا در آن کشور، هیچ جنس مونثی وجود ندارد، و یا اصلاً در اینگونه موارد فعالیتی ندارند! چرا که اگر قرار بود فقط یک دوره تحصیلی چنین رشدی به آدم بدهد، پس چرا در تمام این سال‌ها هیچ زنی موفق به کسب این مقام نشده بود؟

بگذارید باز از رشته خودم، و در واقع هم‌رشته‌ای این خانم بگویم. در تاریخ ریاضی، نام یک زن به نام نوتر به چشم می‌خورد که اصلاً پدرش استاد دانشگاه بوده، خودش هم با هزاران سختی به درجه استادی می‌رسد، در ریاضیات و همان شاخه جبر معروف که گفتم، مفهومی را ابداع و به نام خود زده که نام خود نوتر را اصلاً برای این مفهوم به کار می‌برند، مادرزاد غربی بوده و در کشوری غیر از ایران و کشورهای شرقی بزرگ شده، و تحصیل کرده است، و در کل کم آدمی نبوده و نیست. چرا ایشان مدال فیلدز را بدست نیاوردند؟ ایشان که نان و نور و هوای مصرفیشان هم غربی بوده! و یا آیا جایزه‌ای که هر چند سال یک بار به یک حرکت و تحقیق بسیار خاص داده می‌شود، دلیل بر بی‌ارزش بودن دیگر دانشمندان است؟ یعنی چون خانم نوتر هیچ مدالی نبرده دانشمند نیست؟ محقق نیست؟ کاری نکرده است؟ پس چطور استدلال می‌کنیم که چون هیچ فرد شرقی، نمی دانم به چه دلیل نوبل نبرده، پس یعنی شرقی‌ها از علم تهی هستند؟ خب مگر همه دانشمندان غربی نوبل برده‌اند؟ و یا اگر یک شرقی هم مدالی گرفته، صرفاً به خاطر تحصیلات خارجی اوست؟ خب این همه تحصیل‌کرده خارجی که چیزی نبرده‌اند کجایی هستند؟

 

کمی، فقط کمی، واقع‌بین باشیم و خود را نبازیم و درگیر سفسطه‌های خودتخریب‌گر نشویم، بد نیست. اگر کمبودی داریم، با خط زدن صورت مسئله و ساختن بت خارجی مشکلی حل نمی‌شود. فقط باید تنبلی را کنار بگذاریم ...

 

ریش قرمز

گفته‌های شما (۶)

۰۵ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۰۴ بوووووووق
سلام علیکم.
چند بند اولش رو خوندم.ان شاالله برمیگردم بقیه اش را هم میخوانم.
عالی بود...
کمی به خودمان بیایم...
پاسخ:
و علیکم السلام.

ممنون.

ان شا الله.
سلام
کو گوش شنوا..؟؟!!!
پاسخ:
سلام.

نمی دونم، به من نگفت کجا میره D:

چی بگم، ان شا الله گوش‌ها شنوا و چشم‌ها بینا و فکرها فعال بشن ...
تحلیلتون خوب بود
چه میشه کرد که همیشه مرغ همسایه غازه 
همیشه اینجا هیچی نمیشه شد و اونجا همه چی
اصلا اونجایی ها همشون اصالتا اونجایی اند و از جا های دیگه نرفته اند ...
:))))
۱۱ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۰۱ Traveler City Alone
سلام اول باید تشکر کنم به یاد من هم می ندازید اندر احوالات جامعه بیننده بهتری باشم.
شما می فرمایید که بعضی می گویند غرب مهد علم است؟
مگر جز این است. در گذشته علم از شرق می رفته به کل دنیا ولی در گذشته. متاسفانه ما هنوز هم در تمدن دوهزار سال و اندی خود مانده ایم و تا مانده ایم کاری از پیش نمی توان پیش برد.
و دیگر اینکه در دنیای امروزی من در واقعیت چنین دیده ام اگر کسی در علم می خواهد سری در سرها در بیاورد باید به آن بلاد برود تا بتواند علم خود را بروز کند. آمار و ارقام نه کشور ما بلکه کلیه کشورهای جهان نشان می دهد که 4 دانشگاه اول دنیا در امریکا هستن. چه بدمان بیاید یه خوشمان ما را در تله تمدن گیز انداخته اند و خود یکه تاز شده اند. تازه زیرکی به خرج می دهند دانشمندان دیگر کشورها را می ربایند. این شاید به خاطر آن باشد که آنها علم را ستایش می کنند به واقع.
البته پیشرفت های داشته ایم که عمیق نگاه می کنم می بینیم مدرک طرف دوباره از بلاد خارجه بوده است.
امان از دست این بلاد خارجه که می تازد بدون حرف و امان از دست ما که نشسته ایم و صحبت می کنم از تمدنی که شاید کمی از آن باقی مانده باشد
ببخشید قصد نداشتم زیاده گویی کنم پس همین جا تمام می کنم عرض خود را. من که پرچانه...
پاسخ:
و علیک السلام.

در متن جواب تمام حرف های شما را داده ام.

اولا بنده هم منکر پیشرفت ها و علم بالای غرب و توجه بسیار زیاد آن ها به این مقوله نبوده و نیستم، اما وقتی جایی را مهد علم می نامید، یعنی تولد و بروز و ظهور علم را به آنجا منتسب کرده اید، در حالی که علم در غرب متولد نشده، بلکه به آنجا منتقل شده و هنوز هم با تمام جلو بودنشان که در متن هم به آن اعتراف کرده ام، به تنهایی عَلَم علم را به دوش نمی کشند، که در بسیاری از امور باقی کشورها و بویژه ما، یا به آن ها رسیده ایم و یا در حال جلو زدن هستیم و ابتکارات در خور توجه ای از خود نشان داده ایم.

دوما در متن فقط یک بخش در مورد گذشته بود و از دستاوردهای جدیدمان هم اشاراتی داشتیم.
بنده نمی گویم ما خیلی بهتریم، در متن هم گفتم که این حرف دروغ است، و قبول دارم در اینجا نواقص زیادی هست و جای کار بسیار و مرد عمل کم، اما حرف متن، دقیقا همین چیزی بود که در حرف شما باز مشاهده می کنم، اینکه کلا دچار خود پوچ انگاری شویم. بر خلاف نظر شما که می گویید کسانی که کاری می کنند همه تحصیل کرده خارج هستند، در همین مملکت کم نیستند کسانی که صفر تا صد داخل بوده و مانده اند و مدرکی از خارج ندارند و کارها کرده اند. و باز در متن به این موضوع هم اشاره کردم که اگر کسی هم مدرکی از خارج دارد، آیا صرفا به خاطر مدرکش توانسته کاری کند یا خودش هم در این اعمال نقشی داشته؟ و اگر در دانشگاه هایی که شما هم بیان کردید که برترین ها هستند، مدرکی گرفته، آیا به خاطر هوش و تلاش خودش نبوده؟ دم فرودگاه عوضش کرده اند؟

بحث نواقص کار و دانشگاه بهتر و بدتر فرق دارد با اینکه بگوییم ما ایرانی ها از شعور خالی هستیم و یک مشت بی سوادیم. شما می گویید هی حرف می زنیم. حرف های بنده که موجب برگشت به خود و خود باوری برای انجام کار است حرف بی ثمر است، یا رگه های خود پوچ انگاری که در حرف های شماست و مانع انگیزه برای انجام کار؟

خلاصه کلام اینکه گفته و می گویم، شکی در یک سری برتری ها از نظر امکانات دیگران نیست، اما کمی چشمانمان را باز کنیم. ما بی سواد و بلا نسبت، گوسفند نیستیم. این نیست که تا زمانی که اینجایی خرفت باشی و به محض عبور از مرز یکهو دانشمند شوی. مشکل و نواقص امکانات و شرایط یک چیز است، اینکه کلا هیچ چیز خود را نبینیم و فقط چشم به آنور داشته باشیم و آن ها را آدم حساب کنیم یک چیز. حرف من شرایط نبود، که گفتم موضوعی جداست، حرف من باور داشتن به توان خودمان است.

از حرف زدن های بی عمل شاکی هستیم؟ پس خودمان را باور کنیم و شروع کنیم ...

شاد و پیروز باشید.

کم پیدایی؟
پاسخ:
سلام.
شرمنده، کمی به نت اعتیاد پیدا کرده بودیم، داشتیم خودمون رو به اعتدال نزدیک می کردیم. مزاحم خواهیم شد :)

شما بگو

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">