گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

غذای خانگی 5 (نهار برای سر ظهر است)

جمعه, ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ۰۲:۱۸ ق.ظ

یکی دیگر از مواردی که به طرق مختلف، برای آغاز ازدواج یا در بعد از ازدواج مشکل‌ساز گردیده، مبحث تحصیلات است. اینکه کلاً جوانان و یا خانواده‌ها، یکی از شروط اساسی را میزان تحصیلات قرار داده‌اند؛ چه تحصیلات خودش و چه تحصیلات فرد مقابل، و این خود موجب شده تا سن ازدواج بالا برود و داستان درست شود و ...

مَثَل این حرف، این است که بگوییم غذا نمی‌خوریم تا تحصیل‌کرده شویم، و ... . تحصیل جای خود، ازدواج هم جای خود. من نمی‌فهمم چه کسی این عقیده را در مخ ما جا داد که ازدواج مانع تحصیل است؟ بسیاری از جوانان هستند که نه تنها ازدواج کرده‌اند، که پدر و مادر هم هستند و به درس و زندگیشان هم می‌رسند. حالا اصلاً کاری به این ندارم که هدف از تحصیل چیست و کیفیت محصلان چه میزان است و این همه تحصیل کرده داریم که هیچی حالیشان نیست و ... . ما میزان شعور را با میزان قدرت حافظه اشتباه گرفته‌ایم. فکر می‌کنیم هر کسی که توانایی حفظ کتاب‌های جور و واجورش بیشتر است، از شعور و درک بالاتری برخوردار است و توانایی جمع و جور کردن یک زندگی را دارد. اگر اینگونه بود که باید وضع و حال ما بهتر از اینی که هست می‌بود ...

 

ریش قرمز

گفته‌های شما (۰)

سخنی یافت نشد

شما بگو

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">