گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

غذای خانگی 6 (حافظه چشایی)

پنجشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۳، ۱۰:۰۷ ق.ظ

اگه مثل فلانی، بعد ازدواج کارمون به طلاق بکشه چی کار کنم؟ اگه مثل خواهرزاده همسایه، بعد ازدواج از همسرم خوشم نیومد چی؟ چرا همه دخترا اینجورین؟ چرا همه شوهرا خیانت می‌کنن؟ دختر خوب کجا بود دیگه؟ پسر با ایمانم مگه پیدا می‌شه؟ آدما دیگه همشون گرگ شدن! ازدواج‌ها همشون محکوم به شکستن! ...

 

کلاً نه تنها در بحث ازدواج، که در تمامی مباحث اجتماعی، فردی، سیاسی، فکری، فرهنگی و ... یک روند سیاه‌نمایی شدیدی در این مملکت باب شده است. آنقدر از مشکلاتی که در ازدواج‌ها به حقیقت موجود است، حرف زده‌ایم که خیلی‌ها دچار ترس کاذب شده‌اند و مدام آیه یأس می‌خوانند و ازدواجشان را عقب می‌اندازند، به همه بدبینند، و ... . همانطور که در یکی دو خط بالا گفتم، قبول دارم که مشکلاتی هست؛ مثلاً در اکثر کلان شهرهای این مملکت، نسبت طلاق، به میزان 1 به 4، و در مواردی حتی به پنجاه پنجاه رسیده است، اما همیشه و مدت‌هاست که دو مورد اساسی را فراموش کرده‌ایم:

1. اینکه باقی‌مانده نسبت‌های یاد شده در ازدواج‌ها، موفق بوده است. ما در اطرافمان، سیل بزرگی از آدم‌های خوب و ازدواج‌های موفق را نمی‌بینیم، برای هم تعریف نمی‌کنیم، بلکه مدام منتظریم تا ببینیم، چه موقع، چه کسی طلاق گرفته و یا خواهد گرفت.

2. آنکه به جای اینکه با بررسی علت طلاق، سعی در درست کردن رفتار خودمان داشته باشیم، با بیان شرایط واهی فرد، کلاً ازدواج را زیر سوال می‌بریم. نمی‌آییم ببینیم بابا این‌ها علت اصلی طلاقشان چیست، بلکه دنبال این می‌گردیم که شرایط مشابه خودمان با آن‌ها را پیدا کنیم و برای خود ترس ایجاد کنیم. هم سن من بود ازدواج کرد، کار همسرش با خواستگار یا همسر من یکیه، تحصیلاتش فلان بود یا نبود و ... که شاید تأثیری در ماجرا داشته، اما عامل اصلی نبوده است ...

ما برای خود یک ایده‌آل عجیبی درست کرده‌ایم که زندگی خوب، زندگی بدون مشکل است. آن وقت تا تقی به توقی می‌خورد، به‌هم می‌ریزیم. من این را هم بگویم که دنبال کردن علت‌های مشکلات، اولین راه نیست، چرا که برای هر انسانی، ممکن است یک دلیل مختص همان فرد وجود داشته باشد. ما اول باید درست زندگی کردن و درک متقابل یا همان تفاهم را یاد بگیریم، یاد بگیریم در مشکلات چگونه خودمان و زندگیمان را مدیریت کنیم، و با شریک زندگی خود چگونه رفتار کنیم، و بعد وقتی با موردی در زندگی دیگران مواجه می‌شویم، سعی کنیم از آن درس بگیریم، نه اینکه ایجاد رعب و وحشت کنیم.

 

ریش قرمز

گفته‌های شما (۰)

سخنی یافت نشد

شما بگو

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">