گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

سوزنی تقدیم به خودمان

چهارشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۲۰ ب.ظ

پیش‌گفتار: دل‌درد 29 - سخت نگیر بابا! - یک بام و دو هوا.

فرض کنیم بنده به خود اجازه‌ی جسارت داده و حرف‌های نامربوطی را به شما نسبت دهم. راست یا دروغ، وقتی به شما فحش دهم، حرف رکیکی بزنم، مسخره‌تان کنم، دستتان بی‌اندازم، به شعور و یا خودتان و یا خانواده‌تان و یا هر چیز دیگرتان اهانتی کنم، تعرضی کنم، به بازی بگیرم، و ... اگر شما از آن دسته آدم‌های سیب‌زیمینی نباشید، به شما بر خواهد خورد. حتی اگر به روی خودتان نیاورید، از من دلچرکین شده و یا سعی دارید تا به نوعی لطف بنده را جبران نمایید.

البته نه از روی جسارت، بلکه به دید رفاقت و دوستی، و همچنین به عنوان یه خواننده و یا رهگذر، وقتی به برخی افراد مسائلی را گوش زد نموده‌ام، این مقوله را مشاهده کرده‌ام که بسیار به ایشان برخورده و با رعایت ادب به بنده یادآور شده‌اند که به تو ربطی ندارد و می‌توانی هیکل خود را جم کرده و ببری جای دیگر، یا در وب دیگری پَهن کنی و اینجا همین است که هست (که البته همین حرف، خود جای بحث دارد که فعلاً در این برنامه نمی‌گنجد).

این روزها، در پی مسائل چند روز گذشته فرانسه، بحث و حرف و جنبش و ... مختلفی ایجاد شده و یا در حال انجام است. از بحث توهینی که انجام شد و دلیل و یا توجیحی که برای این مقوله بیان شد و ماجراها و حدس‌ها و بحث‌های آن می‌گذرم، که خود یک جریان مذهبی - سیاسی را برای باز کردن موضوع می‌طلبد و بنابر دلایلی فعلاً کاری به این حرف‌ها ندارم. حرف من بیشتر برمی‌گردد به خودمان. بله، خودمان. قبلاً بارها و به طور کلی و جزیی، عمومی یا خصوصی، در این وب و یا وب دیگران، در این باره حرف‌ها زده‌ام، و اکنون پوزش می‌خواهم بابت تکرار مکررات.

از جمله کلماتی که همه به خوبی و خوشی و در هر جایی به راحتی به کار می‌برند، آن‌هم بدون تعیین دقیق تعریفشان از آن کلمه، آزادی است. واژه‌ی چند وجهی و چندکاره‌ای که عمداً و یا سهواً در هر معنایی جز معنای خود به کار می‌رود. الآن قصد بحث‌های واژه‌شناسی و یا فلسفی در این باره ندارم، که کلاً خود این کلمه هم دارای گستره‌ی کاربردی بالایی است. با توجه به مضمون متن، فعلاً در باره آزادی، و آن هم از نوع بیانش حرف دارم. همانطور که دیدید، شما به هر کسی این حق را نمی‌دهید که هرچه دلش می‌خواهد به شما بگوید، و یا حتی نظری مخالف نظرتان ابراز دارد (ببخشید که شما را مخاطب قرار می‌دهم، بگذارید به حساب شمای نوعی). این یعنی اینکه آزادی بیان تا جایی که آزادی بیان باشد، بی ایراد و مجاز می‌باشد؛ اما این مسئله همیشه به طور عمدی و یا سهوی فراموش شده، و آزادی‌های بیانی تبدیل به آزادی توهین و تمسخر و دشنام می‌شود. آزادی بیان یعنی بیان افکار و سوالات و اندیشه‌های خود در جا و مکان و زمان مناسبش، و با زبانی درست و با دلایل و منطق و عقل و عنصری کم‌یاب به نام انسانیت (همان چیزی که یکی از تفاوت‌های جالب توجه ما با حیوانات است، هرچند که طی چند دهه گذشته، این تفاوت به عوامل دیگری نسبت داده شده که خود آن هم بحثی جداگانه را می‌طلبد).

حال ما می‌نشینیم (کاری به آن‌ور آبی‌ها ندارم) و جهت ایجاد متن طنزنما برای مسائل اجتماعی - سیاسی، یا تنها به جهت خندیدن، یا هر چیز دیگری، به راحتی جک برای مقدسات می‌سازیم، سخنان و بیانات آن‌ها را دست‌آویز شوخی‌های بی‌جای خود قرار می‌دهیم، و طلبکار هم هستیم.

دلایلی در مثال‌ها و حرف‌های بالا بیان شد که دریافتش را می‌گذارم به عهده ذهن خواننده. در انتها برای کسانی که همچنان توضیحات را مورد قبول ندانسته، برایشان مضحک بوده، مذهب را خرافه و مسخره می‌پندارند، و یا هر دلیل دیگر، باید بگویم که اصلاً حق با شما بوده و دیگران در اشتباه هستند. اگر مقدسات خودت می‌باشد که آدم عاقل مقدسات خودش را مسخره نمی‌کند، و اگر هم اعتقادی به آن‌ها نداری، چه این مقدسات درست باشند و چه خرافه، به هر حال برای عده‌ای عزیزند، و شما در پرتو آزادی بیان، می‌توانی تنها به بحث و گفت و گوی سازنده و نه تمسخر و مجادله، با این افراد بپردازی. لذا، دادن این اجازه به خود (آن هم به خودی که مظهر عقل و درک می‌دانی‌اش) که آن‌ها را مورد توهین و تمسخر قرار دهی، زبانم لال، نشان از خودخواهی، خودبزرگ‌بینی و یا جهل مرکبتان می‌باشد.

 

ریش قرمز

گفته‌های شما (۰)

سخنی یافت نشد

شما بگو

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">