گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

دل‌درد 39

سه شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۴۸ ق.ظ

چه هــوس‌هـا به ســر افـتــاد مــــرا            که تبه گشت و یکی در سر نیست

چه غم ار بــال و پـــرم ریـختـه شــد            دگـــرم حــاجـت بـــال و پـــر نیـست

 

پروین اعتصامی

گفته‌های شما (۴)

خیلی زیبا..:)
پاسخ:
دست شاعر درد نکنه :)
عالی
پاسخ:
دست شاعر درد نکنه :)
دست شاعر درد نکنه:)))
پاسخ:
دست شما هم که خوندید درد نکنه :)

گر خردمند از اوباش جفایی بیند 
تا دل خویش نیازارد و درهم نشود 
سنگ بی‌قیمت اگر کاسه‌ی زرین بشکست  
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود سعدی

 

با گل به مثل چو خار می‌باید بود 
 با دشمن، دوست‌وار می‌باید بود 
خواهی که سخن ز پرده بیرون نرود  
در پرده روزگار می‌باید بود سعدی

پاسخ:
زیبا.

خیلی ممنون :)

شما بگو

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">