گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

آخَرین پیامبر، بعد از آخِرین پیامبر!

دوشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۱۲ ق.ظ

پیش‌گفتار: دل‌درد 29دل‌درد 30دل‌درد 32 - مملکتِ کارشناس پرور.

در طول تاریخ، دو دسته پیامبر بر ما نازل شده است؛ یکی پیامبرانی که از سوی خدا فرستاده شده‌اند؛ و دیگری، پیامبرانی که خودشان مبعوث شدند. بله، پیامبرانی که از اول تاریخ بشری، خودشان، خودشان را برای نجات بشر و بشریت، برمی‌گزیدند و می‌گزینند. اهمیت بالای این گروه نیز از اینجا مشخص می‌شود که تعدادشان چندین برابر پیامبران خدا بوده؛ و دوم اینکه، خداوند از جایی به بعد، رسالت را پایان داد، اما این گروه، همچنان به روز شده و به دنبال انجام فعالیت‌های خطیر خویش‌اند. مسئولیت هدایت.

از دید این گروه، آدم‌های دیگر، چون عقایدی دارند که برای این دوستان غیر قابل درک و مضحک است، پس گوسفندان بی‌چاره و بدبختی هستند، که نیاز به روشن شدن و راهنمایی دارند؛ و  هر کس که با کل حرف‌ها و عقایدشان، تکرار می کنم، کل حرف‌ها و عقایدشان، و نه حتی 99% اش، موافق باشند، به این معناست که آدم‌های بیداری هستند که یا خود از گروه نازل شدگانند، و یا هدایت یافته‌اند.

این پیامبران، اصولاً معجزه‌ای جز تبدیل ما گوسفندان به آدم ندارند؛ و آنجایی هم که ما آدم نشویم، در واقع مشکل از ماست، زیرا که این به آن معناست که اصلاً ما گوسفند بدبخت و بی‌چاره نیستیم، بلکه خر نفهمی هستیم و دشمن آشکار این رسولان.

از ویژگی‌های بارز این دوستان این است که مطالعات چندانی ندارند، همان میزانی هم که دارند، منحصر می‌شود به برخی نویسندگان خاص و از یک طرز فکر خاص، آن هم جسته گریخته و صرفاً بر اساس استنتاج و تفکر و تحلیل خودشان از موضوعات و قبول آن مطالب، بدون هیچ دلیل و صرفاً به خاطر برخی شبه منطق‌هایی که به عنوان سَفسَطه در آن مطالب گنجانده شده و ...

همچنین این عزیزان به طور زاید الوصفی، دچار خودبزرگ بینی و اعتماد به نفس شدیدی هستند که هیچ حرف و دلیل و منطقی که برای پاسخ به آن‌ها و یا نقد به ایشان وارد کنید را قبول نمی‌کنند و با شاخه به شاخه شدن، آسمان و ریسمان به هم بافتن، مناقشه در مثال‌ها، برچسب زدن و دیگر روش‌های معمول و غیر معمول، به نوعی سخن شما را رفع و رجوع می‌کنند. تا جایی که گاهی، شما یک چیزی می‌گویی و او کلاً یک چیز دیگر تحویلت می‌دهد.

نکته مهم در این از خود گذشتگان جامعه بشری این است که، اکثراً حرف‌هایشان ضد و نقیض است؛ اما نه به صورت آشکار، که در بطن حرف‌هایشان و در طول چندین ساعت برخورد با آن‌ها و یا گاهی مجادله با ایشان، اگر دقت کافی را داشته باشید می‌توانید پرت و پلا گفتنشان را متوجه شوید؛ تا آنجا که از حرف‌هایشان علیه خودشان استفاده کنید، هرچند که خیلی فایده‌ای ندارد. دلیل عمده‌ی این تناقض گویی هم چیزی نیست جز اینکه خودشان هم نمی‌دانند چه می‌گویند، و صرفاً با بلغور کردن یک سری سخنان، منطق خودشان را توجیه می‌کنند.

در مورد نوع استدلال این متفکران هم نکته‌ی جالب توجهی وجود دارد. حمله به مکاتب دیگر، بدون داشتن پایه و بنیان مستحکمی برای نظریات خود. این‌ها دفاع را در حمله می‌دانند. چون همینکه نظر شما را از دید خود رد کنند، پس یعنی خودش بر حق بوده و صحیح می‌گوید، بدون هیچ شکی که شاید خود او هم دچار اشتباه شده باشد. این دوستان حالت بینابینی ندارند، صفر و صدی هستند. خودشان صد و دیگران صفرند، و لذا هیچگاه مباحثه نمی‌کنند، بلکه مجادله کرده و از اول با جبهه گیری به سوی موضوع مورد بحث، حمله می‌کنند. درباره‌ی نوع حمله هم، اکثراً به چند راه خاص روو می‌آورند. یا نتیجه گیری از برخی رفتار بعضی به اصطلاح پیروان آن مکتب، به خود مکتب انتقاد می‌کنند؛ یا ایجاد شبهه و طرح سوال می‌کنند. حال یا خودشان هم جوابی برای سوالات مطرح شده ندارند و صرف اینکه کسی توانایی دادن پاسخی که آن‌ها را متقاعد کند نداشته باشد، به معنای ضعف و خرافه بودن آن مکتب است، یا اگر خودشان هم پاسخی بدهند، به این صورت است که یا بی‌ربط است، یا شبه مربوط است، یا تمسخر و توهین است، یا قلمبه نویسی است و ... . و کلاً روش‌هایی از این دست. یعنی آخِرش این تو هستی که باید انتخاب کنی که گوسفندی یا الاغ!

 

این‌ها عمده ویژگی‌های کلی این عزیزان بود، اما به طور فردی، هرکدام ممکن است بسیاری ویژگی‎‌های جالب دیگری نیز، داشته باشند. ولی به گمانم، همین مقدار خاصیت‌های گفته شده، نه برای شناسایی آن‌ها، که برای انداختن نگاهی به خودمان کفایت می‌کند ...

 

ریش قرمز

گفته‌های شما (۲)

۰۵ آذر ۹۴ ، ۱۵:۲۹ Traveler City Alone
سلام
موافقم. اندر احوال روزگار بود چون قبل این قرن هم وجود داشته.
بعدش یه چیزی که به چشم می خوره حالا شاید من اشتباه کنم
این است که بعضی اوقات یه نویسنده کار خودش انجام می ده ولی بقیه اطرافیان اون رو به یه پیامبر تبدیل می کنند. و خوب نویسنده که خوشش می یاد هر اراجیفی که بگه چاپ می شه برای اینکه فروش بالاست چون یه عده داره مثل تبلیغات چی ها براش تبلیغ می کنن.
خلاصه سرتون درد نیارم بعضی اوقات مردم یکی رو تبدیل به پیامبر می کنند. دلیلش نمی دونم.
پاسخ:
و علیکم السلام.

بله، حرف شما متینه، به هر حال علل بعثت این عزیزان موارد مختلفی رو شامل میشه که نخواستیم بحث رو طولانی کنیم، صرفا به بررسی ویژگی‌هایی پرداختیم که گهگاه به خودمون یه نگاهی بندازیم :)
[تاسف]
پاسخ:
هـــــــــی

شما بگو

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">