گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

خودمون رو راحت کنیم و دیگران رو ناراحت؟!

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۵۳ ق.ظ

پیش‌گفتار: من و خودم!دل‌درد 29 - دل‌درد 30.

من از همه‌ی شما بزرگان و دوستان عذر می‌خوام. واقعاً شرمنده‌ی روی شمام. خودم اصلاً و ابداً به کار بردن اینگونه سخن‌ها رو در اینجور مکان‌ها، درست نمی‌دونم؛ اما گویا، از آنجا که سطح بحث و منطق اینجانب، از درک و فهم بسیاری از دوستان و اندیشمندان، کمتر و پایین‌تر است، لذا حرف ما را نمی‌فهمند؛ پس لازم می‌بینم در سطح والای ایشان سخن بگم.

گلاب به روتون، روم به دیوار، زیر گِل برم، فرض کنید، فقط فرض کنید که توو یه اتاق، جمعی نشستن و هر کسی به کاری مشغوله. بعد، یکهو، یک نفر که حالا نمی‌دونیم مشکلی داره، بیماری داره، غذا بهش نساخته، تربیتش اینجوریه، یا هرچی، باد شکمش رو خالی کنه و بوی گندی رو در فضا پخش کنه. عکس‌العمل شما چیه؟ آیا ناراحت می‌شی؟ آیا اعتراض نمی‌کنی؟ آیا ... . بعد وقتی طرف جواب بده که، پس آزادی کو؟ یا مشکل خودته، بو نکش! یا مواردی از این دست، جون ریش قرمز قبول می‌کنی؟ نه، این تن بمیره قیافت چه شکلی می‌شه؟

 

خب، حالا بیا به جای اتاق، جامعه رو بذار؛ به جای اشخاص داخل اتاق، افراد یک جامعه؛ و جای آن یک نفر هم، عده‌ای که باد شکم افکارشان را در سطح جامعه خالی می‌کنند و تازه به نام آزادی، چیزی هم طلبکارند.

از گوش دادن به موسیقی با صدای بلند و به کار بردن واژگان پَلَشت گرفته، تا کشیدن سیگار در محیط عمومی و بیرون اومدن با سر و وضع نامناسب و تمام مواردی که به نوعی دیگران رو هم درگیر خودش می‌کنه (و نه لزوماً هر کار و رفتاری، که برخی رفتارها واقعاً تاثیر جزیی یا کلی خاصی ندارند، حالا بگذریم). من همینجا اعلام می‌کنم، نه علاقه‌ای دارم که همه، عقاید من رو داشته باشن، و نه اینکه همه، شبیه من باشند. جا برای خود من هم کمه، دنبال نون‌خور اضافه هم نیستم. اما دوست عزیزی که داری از آزادی فقط در جهت راحتی خودت استفاده می‌کنی! آزادی برای دیگران هم هست، فقط خودت آدم نیستی. اینکه خیلی کارها به خودت هم صدمه می‌زنه و نباید انجام بدی رو که هر چی می‌گیم، گوشت بدهکار نیست؛ دست کم برای دیگران ارزش قائل باش، فقط خودت رو نگاه نکن. من که می‌گم برای خودت هم ارزش قائل باش، اما اگه خودت برای خودت مهم نیستی، دست کم هر کاری که می‌خوای بکنی برو توو چهار دیواریت (به معنای اصل کلمه، یعنی حتی صدا و بو و دود و ... هم همانجا بماند). دیگران حریم‌هایی دارند و داری به آن‌ها تجاوز می‌کنی. حریم و حق داشتن آرامش روانی، فکری، جسمی، ناموسی، معیشتی و هزاران حق دیگر.

عزیزان خودخواه من! جامعه، اتاق خواب شما نیست.

 

ریش قرمز

گفته‌های شما (۴)

سلام بر شما..فوق العاده بود......فوق العاده.....
پاسخ:
و علیکم السلام.

بنده نوازی می کنید. :)
چیزی که نوشتی رو در بسیاری از مواقع زندگیم به وضوح حس کردم.از اینایی که عروسی میگیرن و تا هفت شبانه روز گوش ما باید کر بشه و اعصابمون داغون بگیر تااااا اونایی که تو جاهایی مثل مترو جوری رفتار میکنن که آدم حالش از هر چی جای عمومیه به هم میخوره
پاسخ:
هــــــــــــــــــی ...
سلام
جمله آخرتون خیلی سنگین بود
میرم برای تنفس....
؛))))
پاسخ:
سلام.
پس می گم چرا چن روزه کمرم گرفته! ;)
۱۷ آذر ۹۴ ، ۱۰:۵۵ Traveler City Alone
سلام
بعضی وقت ها انسانِ آگاه و غیر آگاه، تصمیمی مبنی بر اینکه افراد جامعه را دلگیر کند یا اینکه جامعه را اتاق خواب خود کند ندارد. و بعضی وقت ها بعضی از رفتارهای مد نظر به هیچ وجه ممکن از سر خودخواهی نیست هر کسی با عتقاداتی زندگی می کند مبنی بر پایه ی دینی یا غیر دینی. و این عقاید است که مبتنی بر رفتارهای خودآگاه و ناخود آگاه شخص می شود. و خیلی از رفتارها از سرلجبازی با جامعه نیست. مثالی که خودم شاهد اون بودم کودکی بود که از همان ابتدا خلقت در خانواده ی بزرگ می شود که چیزی به نام نماز نداند چیست و بعد در جای که ما هستیم رفتاری از او سر بزند که مبنی بر بی احترامی باشد آیا می شود گفت او جامعه را اتاق خواب خود کرده است نه او پاسخی از ذهن خود در مقابل نماز نمی بیند و خیلی از چیزهای دیگر. و حال اگر ما او را مجبور کرده که مثل بقیه رفتار کند آزادی او را سلب نکرده ایم؟ حتی برای لباس پوشیدن. 
ببخشید من صاحب نظر نیستم فقط بی احترامی نباشه نظرم گفتم
پاسخ:
و علیکم السلام.

نظر شما خیلی هم دقیق و قابل توجه است.
دقت شود که من در نوشته ام از هر کسی اسم نبردم. بله، خیلی ها ممکن است از عقاید ما پیروی نکنن، و یا از آن اطلاعی نداشته باشند. من خود در متن هم اشاره کردم که دنبال مجبور کردن کسی به انجام کاری نیستم که همون طور که شما هم اشاره کردید، این خود نوعی گرفتن آزادی است. اگر به متن برگردید، می بینید که اشاره من به افرادی است که می دانند چه می کنند، و یا به آن ها گفته می شود، و پاسخ های خود سرانه و خودخواهانه می دهند، و گاهاً از روی لجبازی کاری می کنند.
در متن اشاره کردم که اعمال دو نوع تاثیر دارند، فردی و اجتماعی، و من حرفی از قبولاندن اعتقاداتم نزده و بر هر رفتاری تاکید نکردم، که صرفا نماز نخواندن یک فرد بی احترامی خاصی بوده باشد یا خیر، حرف من بی احترامی های ناخواسته ی افراد نبود، بحث بر سر این بود که وقتی مسئله ای و تاثیراتش توضیح داده می شود، حالا اعتقادات من نوعی می تواند باشد، و یا نه اصلا، اعتقاد گروهی دیگر است، اما درست است، و فرد بنابر هر دلیل، پس از مطلع شدن از اون امر (و نه وقتی اطلاعی ندارد) اقدام به تکرار آن کار کرده، کاری که علاوه بر مشکلاتی که می تواند برای خودش داشته باشد یا نه، به دیگران هم آسیب می رساند، آیا این فرد را باز هم می توان خودخواه ندانست؟ بویژه که تنها استدلالش صرفاً آزادی خودش و راحتی خودش باشد؟!
مثال سیگار را خیلی کوتاه در متن آوردم. در باب اینکه سیگار برای خود فرد چه آسیب هایی دارد، نیاز به یادآوری نیست و همه از آن باخبرند، اما به هر حال هر فردی ممکن است به آسیبی که به خودش می زند اهمیتی ندهد، اما آیا پس از این همه تبلیغ و گفتن و توضیح و ... این مشکل اساسی جامعه اجتماعی ما حل شده است؟، که عزیز سیگاری! ما نمی خواهیم این دود و بو و اثرات بد را با تو شریک شویم، ولی همچنان در حال خوردن مداوم این دودها در اماکن مختلف هستیم، و اکثرا هیچ گونه تذکرات داده شده مورد توجه فرد مذکور واقع نمی شود! این خودخواهی نیست؟! و حتی گاهاً با این نوع شکایات هم روبه‌رو شده‌ایم که می‌خوام بکشم، به کسی هم مربوط نیست! و از این دست برخوردها ... که موضوع مربوطه، بر حسب ظاهر خیلی ربطی هم به اعتقادات افراد مختلف ندارد ...
و این فقط مشتی بود از خروارها خودخواهی‌های با اطلاع افراد، از کارهایی که تاثیرات بر جمع دارد، و نه فردیت خودش.

شما بگو

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">