گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

نیاز برای برآورده شدن است!

پنجشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۴۰ ق.ظ

پیش‌گفتار: پشت بام - آخَرین پیامبر، بعد از آخِرین پیامبر!.

چند سالی است به اسم اینکه نیازهای انسان برای پاسخ دادن هستند و نه سرکوب، مانورهای مختلفی روی شیوه‌ی زندگی، فلسفه، روانشناسی و ... داده شده، که نتیجه‌اش رهایی هرچه بیشتر افسار خودکامگی و لذت‌گرایی انسان‌هاست و با اینکه بسیاری از متفکرنماهایی که این رویه را آغاز کرده‌اند، خود به این نتیجه رسیده‌اند که در بسیاری از موارد دچار اشتباه شده و به طور مستقیم و غیر مستقیم، به نوعی اعتراف هم کرده‌اند، اما چه کنیم که ما فقط در یک پله درجا می‌زنیم. بعد از این همه اتفاق، چشم خود به انتهای راهی که 100 سال پیش، خیلی‌ها آغاز کردند بسته‌ایم و همچنان درگیر شبه فلسفه‌های ابتدایی آن‌هاییم، آن هم به طور ناقص و بدون تفکر، و کاری هم به حرف‌های بعدی آن‌ها نداریم، اینکه خیلی از این حرف‌های اولیه، توسط خودشان نقض گردید و کنار رفت، اما ما همچنان مانند مریدانی خوب و سر به راه، سفت آن عقاید را چسبیده‌ایم؛ پس بعد از این همه سال، هنوز هم باید بر سر این موارد و شبه منطق‌ها یکی به دو کنیم. آن وقت این دوستان مدام گوش خلق را کر می‌کنند که ما عقب مانده‌ایم و متحجر و ما را جهان سومی می‌خوانند. مدام از مشکلاتی شکایت می‌کنند و آن را گردن ما می‌اندازند که درواقع خود، سهم بیشتری در بوجود آمدن آن دارند.

من متحجر از دوستان طرفدار این نظریه که اکثراً متجددین بافرهنگ و باشعور هستند سوالی دارم. آیا انسان متشکل از یک نیاز است؟ آیا نیازهای انسان جدا از هم هستند؟ انسان یک دستگاه منفک و متشکل از نیازهای شکمی، یا هیجانات مربوط به جنس‌های مخالف و ... است؟ یک گونی است که باید هی آن را به هر قیمتی پر کرد؟

این عزیزان که برخیشان فقط دنبال توجیه افسارگسیختگی و خودکامگی خود هستند و باقی صرفاً پیروانی کورکورانه‌اند، بسیار حق به جانب، ادعا دارند که هر نوع قید و شرط بر پاسخ‌گویی به نیازها، ایجاد عقده کرده و نوعی سرکوب امیال است. من فقط یک نکته را یادآور می‌شوم که ما هم مخالف سرکوبی نیازهای انسانی بوده و این کار را مخالف آفرینش و طبیعت و حتی در مخالفت با اراده و خالقیت خدا می‌دانیم. از دید ما نیاز برای برآورده شدن است، اما بر حسب پایه‌هایی که بر آن قرار دارد. پیچ‌گوشتی برای باز کردن پیچ است و نه پاک کردن گوش. هر چیزی در جای خود است که به طور درست و کامل پاسخ داده می‌شود. جدای از این مورد، بسیاری از نیازهای انسانی در تقابل و تکامل یکدیگرند، پس رها کردن آن موجب توجه کمتر به باقی آن‌ها شده و خود این موضوع در تناقض با ادعای این دوستان است، چرا که با رها سازی یک نیاز به طور افراطی، دست به سرکوب چند نیاز دیگر می‌زنند. اگر قرار بود که رها کردن امیال موجب سیری آن شود و مشکلات روانشناختی انسان را حل کنند، پس چرا در همان سرزمین‌هایی که ایده‌پرداز این تئوری بودند، نه تنها مشکلات کمتر نشد، که بر آمار بیماران جسمی و روحی آنان افزوده شد؟ تا به حال چه کس شنیده که یک آدم پولدار از پول خسته شده؟ و اگر شده، علتش کثرت مال بوده یا امر دیگری؟ اگر قرار بود با رها کردن نیازی، آن میل و هوس سیر شود پس چرا جاه‌طلبی‌ها کم نمی‌شود؟ حرص پول و قدرت تمامی ندارد؟ چند نفر تا به حال با اینکه به قدرت زیادی رسیده‌اند، باز هم طالب بوده و آرزوی حکومت بر کل دنیا را در سر پرورانده‌اند؟ چگونه است که آن کسی که قدرت و مقام خیلی بالایی ندارد، به ایده حکومت بر دنیا می‌خندد؟ مگر نه این است که این باید دچار عقده شده باشد و آن یکی سیر؟ برخی نیازها تک بعدی نیستند، چند وجه دارند، و همچنین به باقی نیازها گره خورده‌اند. ایده‌ی مذکور، چیزی جز توهمی که زمانی برای توجیه یک سری افکار افراطی که در تقابل با افکار تفریطی قدیم بود، نیست.

اگر چهارچوبی برای نحوه‌ی پاسخ‌گویی به نیازها می‌باشد، برای این است که همه‌ی نیازها، تکرار می‌کنم، همه‌ی نیازهای انسان، با هم و به طور درست و کاملش پاسخ داده شوند.

چی بگم دیگه؟ خود دانید ...

 

ریش قرمز

گفته‌های شما (۲)

دقیقا حرف حق ک جواب نداره.....ولی من  نمیدونم چرا اونایی ک باید اینا رو بخونن و بفهمن الان نیستن...........
پاسخ:
چی بگم ...
دقیقا
[گل][گل]

شما بگو

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">