گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

چندهمسری

يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۳۵ ق.ظ

پیش‌گفتار: دل‌درد 29پشت بامما عاقلیم؟! - پرچم و پرچمدار! - نیاز برای برآورده شدن است!گرسنگی - آخرین مشکل بشریت!.

و اما وعده‌ی معهود. هر حکمی، هر قانونی، نه تنها در اسلام، که در هر مکان و زمانی، دارای دو قسمت اصلی است. دلیل وجود و شرایط وجوب. یعنی اینکه چرا باید یک قانونی باشد، و چه زمانی این قانون اجرا می‌شود؛ یا بهتر بگویم، برای چه مواردی این قانون وضع شده و قابل اجرا می‌باشد. حال گاهی یک قانون به تنهایی قابل بررسی است، و گاهی نیاز است آن را در کنار قوانین دیگر نگاه کرد، چرا که به نوعی مکمل قوانین دیگر بوده و با آن‌ها درگیر و در هم تنیده است. حکم چندهمسری مردان در اسلام هم از این چهارچوب جدا نیست. پس اگر واقعاً به دنبال فهیمدن این حکم هستیم، باید اولاً به این دو سوال پاسخ دهیم، و دوماً در پاسخ گویی، حواسمان باشد که آیا نیاز به بررسی مسائل دیگری هم در کنار این موضوع هست، یا نه.

اگر مطالب قبلی همهمه، بویژه پیش‌گفتارها را با ما همراه بوده باشید، گفتیم، و مطمئناً قبول هم دارید، که نیاز به همسر، و جنس مخالف، یک نیاز اساسی و مهم برای انسان است (توجه شود که منظور من از این نیاز، به طور تام و کلی آن است، از نیاز روحی گرفته، تا داشتن همراه و همصحبت و نیازهای جسمی و ...). نیازی که مانند هر نیاز دیگر اصلی و یا فرعی انسان، می‌خواهد تا به پاسخ برسد. انسان‌ها در طول تاریخ، از قبل ظهور اسلام گرفته تا حتی بعد از آن، به روش‌های مختلفی در پی این نیاز بوده و هستند، و گاهی مانند اعصار اخیر، تا جایی برای این مهم، کار کرده‌اند، که بر مبنای آن فلسفه‌چینی نیز کرده‌اند. اسلام هم در کنار همه‌ی این‌ها، نظرش را به عنوان یک عالم به تمام زوایا، و نه به عنوان یک نفری که از خودش هم اطلاعات کامل ندارد، گفته است، و اختیار انتخابش را به خود انسان سپرد. حال در برخورد با این قضیه، شرایط مختلفی پیش می‌آید، که یکی از آن‌ها موضوع این بحث است.

ما آدم‌ها، بویژه ایرانی‌های نوین، علاقه و گرایش و عادت عجیبی در این داریم که در هر مسئله‌ای فقط خودمان را ببینیم، و یا در بهترین شرایط، تا نوک دماغمان را بیشتر نگاه نمی‌کنیم؛ که طبیعتاً در این نگاه نیز، سهم بیشتر میدان دید، باز هم ما هستیم. چرا این حرف را می‌زنم؟ خب صبر داشته باشید.

همانطور که گفتیم، مسئله چندهمسری، از قبل اسلام بوده، و هم‌اکنون هم در جوامع حتی غیر اسلامی به شکل‌های رسمی و غیر رسمی و با اسم‌های مختلفی موجود است. و برای این حرف نیز، نیازی به بیان دلیل و برهان نیست، که صحبت را طولانی می‌کند. هر کسی شک دارد، می‌تواند یک نگاه تند و سطحی به مسائل و موارد تاریخی، و یا کنونی بی‌اندازد. وقتی اسلام پا به میان می‌گذارد، برای کنترل این موضوع، برای این مسئله محدودیت و سقف 4 عدد را قرار می‌دهد. شرطی که همه آن را به گونه‌های مختلف از این و آن شنیده‌ایم، که اسلام گفته است تا 4 تا دائم، اشکالی ندارد. تا اینجای کار را همه می‌دانند. اما چیزی که نمی‌دانیم این است که اسلام نگفته تا 4 تا ایرادی ندارد. بلکه تحت شرایطی ایراد ندارد، وگرنه دوتای آن هم ایراد است؛ چه رسد به 4 تا.

به دلایل مختلف، از نوع ساختار جسمی گرفته، تا شرایط اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و ... آمار مردان در تلفات بیشتر از زنان بوده است، لذا در طول تاریخ، شرایطی پیش آمده و خواهد آمد که تعداد زن‌های بی‌همسر، بیشتر شده، و خواهد شد. همان زنی که همه همیشه در حال داد و بی‌داد کردن بر سر حقوق آن هستند، بی‌آنکه بدانند درباره احیای حق او حرف می‌زنند، و یا پایمال کردن حقش. مثلاً همین زن، که از قضا آدم هم هست، بنابر نظر ما، دارای نیاز است، او هم آدم است، میل به ازدواج دارد. دوست دارد تکیه‌گاه و همسری داشته باشد. اما بنابر نظر برخی دوستان، بی‌خود کرده است که همچین حقی دارد. همین که ما ازدواج کرده، و یا نه، شاید در آینده ازدواج کنیم، کفایت می‌کند، و به طور غیر رسمی، و شاید ناآگاهانه می‌گویند گور پدر باقی. بله، اسلام، حکم چندهمسری را برای این کاملاً منسوخ نکرد، تا تمام راه‌ها برای پاسخ گویی به این نیاز زنان بی‌سرپرست بسته نشود. چرا که وقتی راهی قانونی برای پاسخ گفتن به نیاز طبیعی آدم نباشد (و اسلام هم کاملاً موافق رسیدگی درست به تمام نیازهای بشری است)، دست به کارهای دیگری می‌زند. آن زمان است که باید بنشینی و شاهد این باشی که زنی که این همه بر سر حق و حقوقش فریاد می‌زنیم، برای این نیاز ابتدایی و ساده، دست به خودفروشی، فحشا، فریب مردان (مجرد و یا بیشتر متاهل) و امثالهم بزند؛ و به اینجا که می‌رسیم، خیلی از مدافعین حقوق زنان را در صحنه نمی‌بینیم ... . ما همیشه خود را در جایگاه زن اول نگاه می‌کنیم و نه زن دوم. پس وقتی با این دید به قضیه نگاه کنیم، می‌بینیم، چندهمسری، حقی برای مردان نیست، که هر کار بخواهند بکنند، بلکه حقی برای زنان مجرد و بی‌همسر جامعه و وظیفه‌ای بر دوش هم مرد و هم زن متاهل است. این بود خلاصه‌ای از دلیل وجود این حکم. حال شرایط وجوب.

همانطور که در بالا اشاره شد، این حکم جهت سامان بخشیدن به زنان بی‌سرپرست جامعه می‌باشد. در همین راستا باید بگویم که اسلام را از لامش نخوانیم، بیاییم و از الفش ببینیم. خدا در قرآن صراحتاً به چند نکته در این باره اشاره کرده است.

اول آنکه به مومنان در برپایی شرایط ازدواج دیگران، دستور مستقیم داده است. یعنی واجب آن است که تا جای ممکن همه دست به دست هم دهند، تا شرایط ازدواج برای همه محیا شود (که در مملکت ما موج می‌زند، البته سنگ اندازی در این کار ...). پس مردان متاهل محترم، لطفاً توجه داشته باشند. تا زمانی که مرد مجردی هست، و می‌توان شرایط را طوری محیا کرد که اول این زنان و مردان باهم ازدواج کنند، حق گرفتن زن دوم را نداری. اگر برای این زن هیچ امکان و خواستگاری یافت نشد، آن وقت تازه یکی از شرایط تیک خورده است، و قصه همچنان ادامه دارد. نه آنکه با این همه پسر مجرد، طرف بعد چند دهه عمر، می‌آید و دختر بیست و یکی دو ساله عقد می‌کند ...

دوم آنکه صراحتاً در همان آیه‌ای که اجازه چند همسری داده شده است، ذکر شده که تمام و کمال باید عدالت رعایت شود. و ما در رفتار بزرگان دین می‌بینیم که این عدالت باید حتی در نوع نگاه محبت‌آمیز هم رعایت شود. در تک تک رفتارهایت باید نمود داشته باشد. مولا حتی وضوی خود را در خانه‌ای که نوبتش نبود نمی‌گرفت.

سوم، درست بعد از همین اشاره، خدا خود می‌فرماید که اگر فکر می‌کنید نمی‌توانید عدالت را رعایت کنید، این کار را نکنید، و نیز ذکر می‌کند البته شما توانایی رعایت عدالت را ندارید (ممکن است کمی پس و پیش گفته باشم، اما موضوع به همین صراحت بیان شده)، و در آیات و روایات، فردی که نتواند و یا نخواهد که عدالت را رعایت کند، به عواقب بسیار وحشتناک و بدی خبر داده شده است، و تنها به خاطر همان دلیل که دربالا آمد، خدا کمی آسان گرفت و با این حال اجازه این کار را داد. پس اگر مردی واقعاً به دنبال حکم خدا بوده و نه تنها بهانه‌ای برای امیال خود، به این راحتی تن به این کار نمی‌دهد، که از عواقب کوتاهی آن بسیار ترسان خواهد بود.

چهارم آنکه، خدا صراحتاً کسانی که دنبال لذت جویی از زنان مختلف هستند را در ردیف کفار و بت‌پرستان قرار داده است (داخل پرانتز، ببین اگر زنی چنین باشد دیگر چه می‌شود ...)، و این خود پاسخ بسیاری از این مردان است. آهای مسلمان‌نماها، این حکم برای احیای حق زنان بی‌همسر است، و نه برای ارضای مردان معطل. نمی‌خواهم حکمی صادر کنم، که بنده کوچکتر از آنم که در کار بزرگان دین دخالتی کنم، و اگر منابع محکم مورد مطالعه نبود، به خود اجازه نمی‌دادم همین را هم بگویم که از این نتیجه می‌شود، که چنین ازدواجی که به اسم اسلام است و مرد دنبال کام‌جویی خود است، اصلاً ایراد دارد، و شاید حتی باطل نیز باشد. و همین قسمت به تنهایی جواب بسیاری از مردان است که به بهانه مشکلات خانوادگی، دوران بارداری همسر، و مثال‌هایی از این دست که برخی را شرم از گفتن دارم، به خود اجازه توجیه گرفتن همسر چندم را می‌دهند، تا خود به نان و نوایی برسند ...

نکته مهم اینکه، با فرض آنکه، تمام شرایط برقرار بود و چاره‌ای نبود، و کار به اینجا رسیده بوده است که تنها چاره، ازدواج چندم است، در این مرحله، تنها شرط عدالت است، و نه شروطی که خیلی‌ها برای کوتاه کردن دست مردان هوس‌باز وارد دین کرده‌اند. یکی از این بدعت‌ها، اجازه همسر اول است. اگر کار به اینجا رسیده باشد، که اصلاً وظیفه این زن و شوهر است، و اجازه معنایی ندارد؛ و اگر هنوز به این وجوب نرسیده، و یا اصلاً مرد قصد دیگری از این ازدواج دارد، بنابر توضیحات قبل، فی نفسه این کار اشکال دارد، حتی با اجازه همسر اول.

اما این عدالت، چون به صورت کلی بیان شده، لذا در کنار هر چیزی می‌نشیند و معنا پیدا می‌کند. مثلاً از آنجا که در اسلام، تهیه احتیاجات خانواده با مرد است، پس عدالت می‌گوید که باید بتواند از مخارج حداقلی هر دو یا چند خانواده به طور کامل بربیاید، پس آن کسی که در خرج همین یک خانواده هم مانده، اجازه ازدواج دوم ندارد. یا همانطور که در بالا هم اشاره شد، چون این یک ازدواج است، و نه صرفاً یک رابطه خیابانی، باید تمام احساسات و عواطف و جزییات زناشویی در آن رعایت شود و به عدالت و به طور کامل، در هر دو خانواده بروز پیدا کند. و موارد دیگر که باز کردنش بسیار طولانی می‌شود.

 

در آخر، قابل توجه بسیاری از دوستان که به خاطر این گونه احکام، علیه اسلام داد و بی‌داد راه می‌اندازند و سنگ فلاسفه غربی را به سینه می‌زنند، اینکه، اگر این حکم بد است، برخی آن‌وری‌ها که اصلاً میل به ارتباط با زنان مختلف را ذات مرد می‌دانند و از نگاهشان قابل قبول و طبیعی است! در حالی که بنابر توضیحات بالا، اسلام اصلاً از پایه با این نگاه مخالف است و اگر چنین حکمی هم‌گذاشته، برای زنان است. یا اگر شما از عمویی، پدری، دوستی، همسایه‌ای ناراضی هستی که به اسم اسلام، هوو بر سر خودت و یا آشنایانت آورده، به او مربوط است، وگرنه ما که در این همه عمری که از خدا گرفتیم، نه از عالمان راستین خود چنین دیدیم، و نه از مولا و پیامبرمان، که حتی پیامبر، بعد از فوت حضرت خدیجه، در پیری، و در زمانی که به خاطر جنگ‌های تحمیلی بر اسلام، زنان بیوه زیاد شده بودند، چند همسر گرفتند، و یا حتی برخی از ازدواج‌هایشان بنابر مصالح دینی و اجتماعی و سیاسی بود.

بگذریم ...

 

ریش قرمز

گفته‌های شما (۱)

عالی بود .

شما بگو

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">