گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

ازدواج موقت

سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۱۸ ق.ظ

پیش‌گفتار: پشت بامما عاقلیم؟! - پرچم و پرچمدار! - نیاز برای برآورده شدن است!گرسنگی - آخرین مشکل بشریت!.

یکی دیگر از مباحث و احکام اسلامی، و البته در این حالت خاص، شیعی، که خیلی روی آن بحث می‌شود و موافق و مخالف و سوء‌استفاده‌گر و بی‌طرف و ... در آن زیاد بوده، و اکثر قریب به اتفاقشان هم دقیقاً اطلاعات درستی درباره‌اش ندارند، ازدواج موقت است، که به اشتباه در بین عوام به صیغه معروف شده (که به امید خدا، در بحث، به علت اشتباه بودن این نام خواهید رسید). همونطور که در متن قبلی گفتم، برای بررسی یک قانون، باید به دو نکته اصلی توجه داشت، چرایی و چگونگی این قانون؛ که در این مورد، جهت هرچه خلاصه‌تر شدن سخن، این دو مقوله را در ترکیب با هم، بیان می‌کنم.

در اسلام، ازدواج، به عنوان تنها راه درست پاسخ‌گویی به نیازی که انسان به جنس مخالفش دارد (و باز هم تکرار می‌کنم، منظور، تمامی ابعاد این نیاز است، و نه تنها یک وجه آن، که مردم، فقط به آن توجه دارند ...) شرایطی را داراست، که محل بحث ما نیست، چرا که هر کدام دنیایی از حرف و بحث را شامل می‌شوند؛ اما گاهی شرایطی پیش می‌آید که پسر و یا دختر، شرایط ازدواج را ندارند. در این زمان، ممکن است متجددین محترم، راهکارهای جالب توجهی را برای رفع نیاز این عزیزان معرفی کنند، که بعداً به نواقص برخی‌هایشان خواهیم پرداخت. در این میان، اسلام هم که برای ساختاربندی و آسوده کردن کار انسان آمده است، تا بطور شایسته و بایسته، به زندگی خود سر و سامان بخشد، از احتمال وجود چنین اتفاقی چشم‌پوشی نکرده، و برای آنکه انسان در بن‌بست قرار نگیرد، راه‌کاری برایش (چه زن باشد و چه مرد) در نظر گرفته است.

جوانی که بنابر هر دلیل شرعی (و نه صرفاً هر مانع مسخره‌ای که ما خودمان بر سر راه ازدواج قرار داده باشیم) توانایی ازدواج نداشته باشد، ابتدا و صراحتاً در قرآن، امر به پیشه کردن تقوا شده است؛ و پس از آن، اگر توان تحمل بی‌همسری برایش آنقدر سخت شده، که ممکن است به منکر آلوده شود، راه ازدواج موقت برای او باز است. این متن ساده که ممکن است خیلی‌ها آن را بدانند و یا نه، دارای دو نکته مهم است. اول آنکه دستور ابتدایی، به تقوا می‌باشد. این تقوا خود بحثی جداگانه را می‌طلبد، اما به عنوان یک تلنگر خاص، باید بگویم، ترک موضع گناه، و یا شرایطی که ممکن است موجب تمایل انسان به گناه شود، یکی از قسمت‌های تقوا است (قابل توجه دوستانی که امکان ازدواج ندارند، و خود را در آماج حملات مسائل تحریک کننده روحی و جسمی قرار می‌دهند ...)، و نکته دوم آنکه اولین شرط مجاز شدن ازدواج موقت، نبود هیچ‌گونه شرایط ازدواج دائم است. لذا در زمانی که امکان ازدواج دائم هست، این ازدواج (مگر در دیگر کاربردهایش)، غیر مجاز و باطل می‌باشد.

مسئله بعدی اینکه، ازدواج موقت بجز چند مورد خاص مانند بحث نفقه، مدت‌دار بودن این عقد و ...، در تمامی حدود و قوانین، با ازدواج دائم یکی بوده، و به همین علت است که اصرار بر این دارم که از لفظ ازدواج برای آن استفاده کنم. این عقد کاملاً یک ازدواج است، و باید تمامی مسائل زناشویی، از علاقه گرفته تا روابط روحی و روانی و جسمی و ...، همه به مانند یک ازدواج دائم در آن مورد توجه قرار گیرد. پس این که برخی‌ها آن را صرفاً راهی برای تخلیه هیجانات خود می‌دانند را، به همان آیه‌ای ارجاع می‌دهم که در بحث قبل به آن اشاره کردم، مبنی بر آنکه کسانی که در پی کام‌جویی از زنان مختلف هستند، در ردیف بت‌پرستان قرار دارند. و همانطور که همین آیه ممکن است مبنایی برای مشکل‌دار بودن آن عقد باشد، در این عقد نیز ایجاد مشکل می‌کند. یعنی آنکه، این حکم برای این نیست که با آن، برای دقایق و ساعت‌ها و شب‌هایت، که با این و آن می‌گذرانی و (...)، کلاه شرعی بسازی؛ و یا در قالب آن، اقدام به ساخت مراکز خودفروشی، با ظاهر اسلامی کنی که با احکام صریح اسلام در تناقض است؛ بلکه برای زمانی است که مثلاً پسر توان ادای نفقه و مخارج زندگی را ندارد، اما دختر و پسر هم‌دیگر را پسندیده‌اند و مسائل اولیه و آشنایی سپری شده است. هرچند در این مثال نیز، کافی است تا خانواده‌ها به بحث حقوقی این موارد نگاه نکنند، و (همانطور که در آینده به طور جداگانه به اینگونه مشکلات خواهم پرداخت)، با کمک کردن به این دو جوان، آن‌ها را به عقد دائم یکدیگر درآورند.

شرط بعدی اینکه، همانطور که گفتیم، این حکم برای کسانی است که توانایی ازدواج دائم را ندارند، و لذا در روایات، صریحاً می‌بینیم که مرد زن‌دار، از ازدواج موقت نهی شده است (البته بجز در حالتی خاص که اشاره خواهم کرد).

بجز موارد ذکر شده در بالا، که کلیت و اصل حکم را به طور خلاصه توضیح می‌دهد، لازم است، موارد استفاده از این حکم را، مرور کنم. اولین مورد، همان است که در بالا ذکر شد، و برای کسانی بود، که شرایط ازدواج دائم را نداشته، و علاوه بر آن دیگر توان تحمل کردن و صبر را ندارند، و خوف افتادن به گناه برای آن‌ها بالا است. مورد دوم که در این عصر و با توجه به امکانات، می‌توان گفت، تقریباً از اجرا افتاده است، بحث مردانی بود که همسر داشتند، اما بنابر سفرهای نظامی، تجاری، و ... که با توجه به وسایل و امکانات آن زمان، شاید ماه‌ها و سال‌ها به طول می‌انجامید و امکان همسفر کردن خانواده برایشان نبوده، و نیز مجبور بودند به چنین سفری بروند، و از همه مهم‌تر دیگر توان تحمل کردن و صبر را نداشته و ممکن بوده است دچار منکری شوند، می‌توانستند از این حکم تحت شرایطی استفاده کنند. مورد بعدی، جهت آشنایی دو زوج برای ازدواج بوده، چیزی شبیه نامزدی که در این زمانه داریم. البته ممکن است برخی بگویند، همینجوری نامزد می‌کنیم دیگر! چه نیازی است؟ خب شما باید این مسئله را در کنار حکم دیگر اسلام ببینی که می‌گوید، سعی کنید با نامحرم خیلی خلوت نکنید، و یا زل نزنید به هم و امثالهُم، و از این طریق می‌توانند به طور حلال با هم آشنا شوند تا ببینند می‌توانند این عقد را دائم داشته باشند یا نه. البته همینجا هم باید بگویم که چون جوانان عزیز، و البته خانواده‌های گرامی، آموزشی مبنی بر چگونگی رفتار و برخورد با جنس مخالف، بویژه در بحث آشنایی برای ازدواج نداشته و ندارند، و کلاً همه چیز را همینجوری دور همی انجام می‌دهند، در این مورد این کار توصیه نمی‌شود، که بنابر نبود فرهنگ درست، ممکن است ایجاد عواقب بعدی کند، پس از این مورد می‌گذریم. و مورد مهم دیگر، مشکلات و مسائلی است که نیاز به محرم بودن دارد. مثلاً خانواده‌ای که دختری به فرزندی قبول می‌کنند؛ یا زن و مردی که با هم ازدواج می‌کنند، و ممکن است بچه داشته باشند، و خب نهایتاً آن بچه‌ها به والدین محرم می‌شوند و نه به تمام خانواده، مانند عمه و دایی و ... و از این دست موارد.

 

امیدوارم توانسته باشم، این مسئله را برای دوستان علاقمند که حال تحقیق هم ندارند، به درستی باز کرده باشم.

 

ریش قرمز

گفته‌های شما (۰)

سخنی یافت نشد

شما بگو

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">