گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حاملان کتاب» ثبت شده است

با این که سال‌هاست بنابر دلایل مختلف از خیلی کارها مانند نوشتن دست کشیده بودم و نمود بارز آن را نیز در ماه‌های اخیر به نمایش گذاشته و حتی برخی نوشته‌های بر روی کاغذ و یا تایپ شده قدیمی و جدید را هم از بین برده بودم، اما این چند روز خبری چنان درگیرم کرد که هرچه نوشتم و پاک کردم، نتوانستم از کنارش عبور کنم؛ آن هم در یکی از پر مخاطره‌ترین و مهم‌ترین و تاثیرگذارترین بخش‌های جامعه که سال‌هاست بر روی جزییات و کلیات آن بحث و نقد و جدل بوده و هست و احتمالاً خواهد بود. بویژه که مدت قابل توجهی است که کلاً در این ممکلت، انتقادات بیشتر موجب عادی شدن مشکلات و موضوعات شده، و در روند موضوع مورد بحث و نُقصان‌های آن، اگر تأثیر منفی‌تری نداشته باشد، تأثیر مثبت خاصی هم نمی‌گذارد، و تنها مدت کوتاه و یا بلندی با موضوعی درگیر هستیم، و کم‌کم نیز به قدری حول آن موضوع هر کس و ناکسی هر حرفی می‌زند که به یک امر کاملاً بدیهی و معمولی و گاهی تهوع‌آور تبدیل می‌شود؛ و از آنجا که موضوع در این زمانه و سرا کم نیست، آن را رها کرده و به سراغ حرف‌ها و بحث‌های جدید می‌رویم.

آری در میان تمام مشکلات ریز و درشت نظام آموزشی این مملکت پرفراز و نشیب، از دستمزد فرهنگیان گرفته تا نظام‌های گاه و بی‌گاه آموزشی، و کیفیت و کمیت مدارس و دانش‌آموزان و ...؛ و حواشی مرتبط با امر آموزش، از فرهنگ‌سازی و پیشرفت علمی گرفته تا سرانه مطالعه و ...، در حالی که هزاران گیر و گرفتاری پیدا و پنهان دست به گریبان سر تا پای آموزش و پرورش و خانواده‌ها و دانش‌آموزان و گذشتگان و آینده‌سازان و همه و همه شده است، و در حالی که باید در زمان و با امکاناتی که هر کدام از مسئولین و غیرمسئولین دارند، به فکر قطع کردن دست‌کم، یک دست این غول بی شاخ و دم باشیم، بنزین بروی این جان پر لهیب از آتش می‌ریزیم.

بیش از این قصه‌بافی نمی‌کنم، و قصد ورود به تحلیل موقعیت را هم ندارم، که این رشته را از هر سو بگیریم، گره‌های تودرتویی یافت خواهد شد.

همین چند روز گذشته، اقداماتی مبنی افزوده شدن کتابی دیگر به کتابخانه‌های موجود در کیف دانش‌آموزان روونمایی شد؛ و از آنجا که اوج مخالفت نشان داده شده از طرف یکی از نماینده‌های مجلس به این طرح سراپا جای بحث، در این حد بود که کاش پیشتر به ما نیز ندایی می‌دادند تا در تقویت این امر مهم، وزارت مربوطه را ارشاد می‌کردیم که چرا زودتر اینکار را نکرده و حتی باید این کتاب از سال‌هایی به مراتب پایین‌تر وارد نظام آموزشی شود، بعید می‌دانم که مانع خاصی بر سر این موضوع نیز قرار گیرد، و یک قدم دیگر به سمت تولید نسل‌های یکی پس از دیگری دایرةالمعارف‌تر و در عین حال گریزان‌تر از دانش و خسته از مدرسه و هزاران صفت ترین دیگر، و یا به طور خلاصه یک هارددیسک ویروسی و نیم‌سوخته، حرکت خواهیم کرد.

 

ریش قرمز

۴ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۳۰

کیفیت نادانی، تابعی اکیداً صعودی، بر حسب کمیت دانایی است ...

 

ریش قرمز

۷ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۴ ، ۱۷:۳۲

یکی دیگر از مواردی که به طرق مختلف، برای آغاز ازدواج یا در بعد از ازدواج مشکل‌ساز گردیده، مبحث تحصیلات است. اینکه کلاً جوانان و یا خانواده‌ها، یکی از شروط اساسی را میزان تحصیلات قرار داده‌اند؛ چه تحصیلات خودش و چه تحصیلات فرد مقابل، و این خود موجب شده تا سن ازدواج بالا برود و داستان درست شود و ...

مَثَل این حرف، این است که بگوییم غذا نمی‌خوریم تا تحصیل‌کرده شویم، و ... . تحصیل جای خود، ازدواج هم جای خود. من نمی‌فهمم چه کسی این عقیده را در مخ ما جا داد که ازدواج مانع تحصیل است؟ بسیاری از جوانان هستند که نه تنها ازدواج کرده‌اند، که پدر و مادر هم هستند و به درس و زندگیشان هم می‌رسند. حالا اصلاً کاری به این ندارم که هدف از تحصیل چیست و کیفیت محصلان چه میزان است و این همه تحصیل کرده داریم که هیچی حالیشان نیست و ... . ما میزان شعور را با میزان قدرت حافظه اشتباه گرفته‌ایم. فکر می‌کنیم هر کسی که توانایی حفظ کتاب‌های جور و واجورش بیشتر است، از شعور و درک بالاتری برخوردار است و توانایی جمع و جور کردن یک زندگی را دارد. اگر اینگونه بود که باید وضع و حال ما بهتر از اینی که هست می‌بود ...

 

ریش قرمز

۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۳ ، ۰۲:۱۸