گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

۳۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سوته دلان» ثبت شده است

پاسخی ناچیز به یک چالش

که ذات نوشتن خود بیشترین علت این تمایل بود، تا خود حس حضور در این اتفاق.

۶ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۵۰

گویی که خسته است و نفس تازه می‌کند

گفـتـا: متــاع کهــنه چه کس تــازه می‌کنـد

                                                        و اینــش خیـــال پوچ کاین نیـز بگذرد

با نیـــز بـگذرد کـــه به خـــود می‌دهد فریب

از نیـــز بـگذرد چــه ثمر هست و چه نصیب

                                                       با عمر بی‌نصیب ماندن برای چیست؟

نیما یوشیج

۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۲۸

می‌کــنـم اندیـــشـه‌ی ایـامِ عمرِ رفته را           بی‌سبب شیرازه بر اوراقِ باطل بسته‌ام

 

شفیعی کدکنی

۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۶ ، ۱۸:۴۳

بی تو در عهد بوق مانده‌ام؛ بیا که سال من با تو نو می‌شود ...

 

ریش قرمز

۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۳۱

اومدیم خاکی باشیم، گِلی شدیم ...

 

ریش قرمز

۴ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۸

من به تن دردم نیست

یک تب سرکش، تنها پکرم ساخته و دانم این را که چرا

و چرا هر رگ من از تن من سفت و سقط شلاقی است

که فرود آمده سوزان

دمبدم در تن من.

 

نیما یوشیج

۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۳

زمینی: باز اومدی این بالا به آسمون خیره شدی؟ بیا پایین کلی آت و آشغال خریدم بخوریم حوصلمون سر نره.

مریخی: دلم هوای تازه می خواد. هوای رقیق و سبک و بی اتمسفر فضا، فضای بی انتها. وقتی سفینت رو خاموش می‌کنی و صندلیت رو کمی عقب می‌دی و دستات رو پشت سرت قفل می‌کنی و خیره می‌شی توو ناپیدای انتهای نادیدنی فضا، در بین تمام نورها و تاریکی‌ها، توو اون خلوتگاهی که بی‌حساب و کتاب و اذن، حتی هیچ دنباله‌دار سرگردانی هم پاشو روی سیم رابط حس و حالت نمی‌ذاره. چندتا نفس عمیق می‌کشی و به هیچ چیزی فکر نمی‌کنی؛ سکون و سکوت محضی که صدای نجوای تک‌تک مولوکول‌های معلق اطرافت رو هم می‌شنوی. بعد یه نور و ستاره و منظومه رو انتخاب می‌کنی و آروم به سمتش می‌ری. دور خودت چرخ نمی‌زنی، بی‌هدف بین جاذبه‌های مختلف اجرام اینور و اونور پرت نمی‌شی؛ فقط و فقط به سمت اون نور می‌ری، تا مدام بزرگ‌تر و روشن‌تر بشه و با تمام وجودت این تلألؤ نور رو حس کنی، چون می‌دونی چی می‌خوای و چه می‌کنی و کجا می‌ری ...

زمینی: خِـــــــــــــرچ، خرت خرت خرت ...

خیلی وقت بود این طعمش رو هوس کرده بودم. چرت و پرتات تموم شده بیا یه فیلم جدید دانلود کردم.

 

ریش قرمز

۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۲۸

در این سرای بی‌کسی کسی به در نمی‌زند          بــه دشــت پُر مــلال مــــا پــرنـــده پر نمی‌زند

 

هوشنگ ابتهاج

۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۲۸

ایمان بیاوریم

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

ایمان بیاوریم به ویرانه‌های باغ‌های تخیل

به داس‌های واژگون شده‌ی بیکار

و دانه‌های زندانی.

نگاه کن که چه برفی می‌بارد ...

 

فروغ فرخ‌زاد

۱ موافقین ۱ مخالفین ۱ ۳۰ آذر ۹۳ ، ۲۰:۲۶

ای کاش گزینه‌ی همه‌ی مواردی هم بود، برای انتخاب بین گم شدن خودم و گورم ...

 

ریش قرمز

۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۳ ، ۲۲:۴۹