گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ما و لاغیر» ثبت شده است

دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما می‌خوریم تا دیگران بکارند.

 

ریش قرمز

۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۶ ، ۱۸:۴۹

باری من و تو بی گناهیم

او نیز تقصیری ندارد

پس بی گمان این کار

کار چهارم شخص مجهول است!

قیصر امین پور

۴ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۲۷

در طول زندگیمان، همیشه افکار و اوهام و رفتارمان را به دیگران اثبات و یا حتی تحمیل می‌کنیم؛ اما برای یک لحظه هم که شده، درباره‌ی آن‌ها اندیشه نمی‌کنیم.

 

ریش قرمز

۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۸:۴۲

به وضوح می‌توان جو سنگین دانش را دید؛ از میزان بالای جو زدگی‌ها ...

 

ریش قرمز

۴ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۱۱:۰۹

به همان اندازه که دیگران برای ما قابل تمسخرند، ما هم برای دیگران قابل تمسخریم ... !

 

ریش قرمز

۵ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۴۱

پیش‌گفتار: دل‌درد 29 - سخت نگیر بابا! - یک بام و دو هوا.

فرض کنیم بنده به خود اجازه‌ی جسارت داده و حرف‌های نامربوطی را به شما نسبت دهم. راست یا دروغ، وقتی به شما فحش دهم، حرف رکیکی بزنم، مسخره‌تان کنم، دستتان بی‌اندازم، به شعور و یا خودتان و یا خانواده‌تان و یا هر چیز دیگرتان اهانتی کنم، تعرضی کنم، به بازی بگیرم، و ... اگر شما از آن دسته آدم‌های سیب‌زیمینی نباشید، به شما بر خواهد خورد. حتی اگر به روی خودتان نیاورید، از من دلچرکین شده و یا سعی دارید تا به نوعی لطف بنده را جبران نمایید.

البته نه از روی جسارت، بلکه به دید رفاقت و دوستی، و همچنین به عنوان یه خواننده و یا رهگذر، وقتی به برخی افراد مسائلی را گوش زد نموده‌ام، این مقوله را مشاهده کرده‌ام که بسیار به ایشان برخورده و با رعایت ادب به بنده یادآور شده‌اند که به تو ربطی ندارد و می‌توانی هیکل خود را جم کرده و ببری جای دیگر، یا در وب دیگری پَهن کنی و اینجا همین است که هست (که البته همین حرف، خود جای بحث دارد که فعلاً در این برنامه نمی‌گنجد).

این روزها، در پی مسائل چند روز گذشته فرانسه، بحث و حرف و جنبش و ... مختلفی ایجاد شده و یا در حال انجام است. از بحث توهینی که انجام شد و دلیل و یا توجیحی که برای این مقوله بیان شد و ماجراها و حدس‌ها و بحث‌های آن می‌گذرم، که خود یک جریان مذهبی - سیاسی را برای باز کردن موضوع می‌طلبد و بنابر دلایلی فعلاً کاری به این حرف‌ها ندارم. حرف من بیشتر برمی‌گردد به خودمان. بله، خودمان. قبلاً بارها و به طور کلی و جزیی، عمومی یا خصوصی، در این وب و یا وب دیگران، در این باره حرف‌ها زده‌ام، و اکنون پوزش می‌خواهم بابت تکرار مکررات.

از جمله کلماتی که همه به خوبی و خوشی و در هر جایی به راحتی به کار می‌برند، آن‌هم بدون تعیین دقیق تعریفشان از آن کلمه، آزادی است. واژه‌ی چند وجهی و چندکاره‌ای که عمداً و یا سهواً در هر معنایی جز معنای خود به کار می‌رود. الآن قصد بحث‌های واژه‌شناسی و یا فلسفی در این باره ندارم، که کلاً خود این کلمه هم دارای گستره‌ی کاربردی بالایی است. با توجه به مضمون متن، فعلاً در باره آزادی، و آن هم از نوع بیانش حرف دارم. همانطور که دیدید، شما به هر کسی این حق را نمی‌دهید که هرچه دلش می‌خواهد به شما بگوید، و یا حتی نظری مخالف نظرتان ابراز دارد (ببخشید که شما را مخاطب قرار می‌دهم، بگذارید به حساب شمای نوعی). این یعنی اینکه آزادی بیان تا جایی که آزادی بیان باشد، بی ایراد و مجاز می‌باشد؛ اما این مسئله همیشه به طور عمدی و یا سهوی فراموش شده، و آزادی‌های بیانی تبدیل به آزادی توهین و تمسخر و دشنام می‌شود. آزادی بیان یعنی بیان افکار و سوالات و اندیشه‌های خود در جا و مکان و زمان مناسبش، و با زبانی درست و با دلایل و منطق و عقل و عنصری کم‌یاب به نام انسانیت (همان چیزی که یکی از تفاوت‌های جالب توجه ما با حیوانات است، هرچند که طی چند دهه گذشته، این تفاوت به عوامل دیگری نسبت داده شده که خود آن هم بحثی جداگانه را می‌طلبد).

حال ما می‌نشینیم (کاری به آن‌ور آبی‌ها ندارم) و جهت ایجاد متن طنزنما برای مسائل اجتماعی - سیاسی، یا تنها به جهت خندیدن، یا هر چیز دیگری، به راحتی جک برای مقدسات می‌سازیم، سخنان و بیانات آن‌ها را دست‌آویز شوخی‌های بی‌جای خود قرار می‌دهیم، و طلبکار هم هستیم.

دلایلی در مثال‌ها و حرف‌های بالا بیان شد که دریافتش را می‌گذارم به عهده ذهن خواننده. در انتها برای کسانی که همچنان توضیحات را مورد قبول ندانسته، برایشان مضحک بوده، مذهب را خرافه و مسخره می‌پندارند، و یا هر دلیل دیگر، باید بگویم که اصلاً حق با شما بوده و دیگران در اشتباه هستند. اگر مقدسات خودت می‌باشد که آدم عاقل مقدسات خودش را مسخره نمی‌کند، و اگر هم اعتقادی به آن‌ها نداری، چه این مقدسات درست باشند و چه خرافه، به هر حال برای عده‌ای عزیزند، و شما در پرتو آزادی بیان، می‌توانی تنها به بحث و گفت و گوی سازنده و نه تمسخر و مجادله، با این افراد بپردازی. لذا، دادن این اجازه به خود (آن هم به خودی که مظهر عقل و درک می‌دانی‌اش) که آن‌ها را مورد توهین و تمسخر قرار دهی، زبانم لال، نشان از خودخواهی، خودبزرگ‌بینی و یا جهل مرکبتان می‌باشد.

 

ریش قرمز

۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۳ ، ۲۳:۲۰

در این روزگار که چندی است عصر شکوفایی و پیشرفت و ترقی نام گرفته، در همین روزگاری که چند دهه بیش از آن نمی‌گذرد؛ سالیان سال است درد مرموزی در جان و تن افکار پیچیده است. دردی که شاید قدمتش به درازای عمر آدمی باشد، و شاید نه، که چنان پنهان رخنه کرده است، که هنوز هیچ نمی‌دانیم از کجای کار به این درد مبتلا شدیم. حتی با اینکه حدود ابداع خط و واژگان مشخص است، اما ممکن است این درد، پیشتر از این ابداعات و اقدامات نیز بوده باشد. همچون ماری با کلکسیونی از سم‌های گوناگون، در لابه‌لای صخره‌های پرپیچ و شیار افکار و اذهان چنبره زده، و در هر زمان و عصر و دوره‌ای، همچون یک فرمانده چیره‌دست، متناسب با درک و فهم و ابزار اندیشه و ارتباط آدمی، شیشه مورد نظر که بهترین اثر را داشته باشد، در نیش خود تزریق و خود را به آن مجهز نموده و گهگاه، جای‌جای مغز بشر را گزیده و می‌گزد و خواهد گزید. آنقدر نیش می‌زند و دندان و سم عوض می‌کند تا شاید عطش خوردن افکار و کشتن اندیشه‌ها و به سقوط کشاندن ارتباطات و به بی‌راهه کشاندن افراد را در خود فرو نشاند.

ما بنی‌بشران، در امروز روز، در لابه‌لای همین عصر ارتباطات، با انواع و اقسام تجهیزات و ادوات و ابزارهای برقراری ارتباطات اجتماعی، چه از نوع حقیقی روو به افول، و چه از نوع مجازی روو به فزون، هنوز که هنوز است، قدرت واژگان را درنیافته، همچون عروسک خیمه شب‌بازی، آن‌ها را به بازی گرفته‌ایم. بی‌آنکه خود بدانیم واژه‌ای که می‌گوییم چه درون‌مایه و مفهوم و معنایی دارد، در هر جا و مکان و موضوع، به راحتی هرچه تمام‌تر استفاده می‌کنیم، تا جایی که گاهی، و یا نه، اکثراً، حرف‌هایمان ناقض اندیشه خود ما بوده، و در تضاد کامل با افکاری که قصد بیانشان را در قالب خط و زبان داریم می‌باشد. و نه تنها در گفتار خودمان، که واژگان و اندیشه‌های دیگران را که در قالب ناموزون واژگان نابلد به کار می برند را نیز، با چهارچوب‌های کج و معوج و ناهمگون با حقیقت اصلی موضوع و مفهوم مورد نظر، معنا و قالب‌بندی می‌کنیم. و همین تضاد در افکار و ریشه‌های فکری و برداشت‌ها و معانی درست و غلط که در پی رفع ابهامشان نیستیم، و همچنین به کار بردن نابجا و اشتباه واژگان و عدم آگاهی از منظور و معنای گویندگان از حرف‌های زده شده و هزاران هزار بلای دیگر که در میان قفسه سموم مار کج فهمی در ذهن داریم موجب شده است، که همه به یک زبان حرف بزنیم، اما هیچ یک، حرف هم را نفهمیم، و مدام در تعارض و تقابل و مجادله و بحث باشیم؛ بی هیچ نتیجه از پیش تعیین شده و یا نشده. آیا وقت آن نیست که نگاه کنیم به آنچه که می‌خواهیم بگوییم و آنچه می‌گوییم؟ آیا زمان آن نرسیده که بنگریم به آنچه می‌خواهند بگویند و آنچه می‌شنویم؟ آیا وقت دست برداشتن از گذرهای سطحی، و رسیدن به عمق گفت و گوهایمان نرسیده؟ و اگر نه، پس دست بکشیم از بحث و حرف و مناظره و گفتمان، که این سرای، از بن و پایه بر آب و بی‌اساس است.

 

ریش قرمز

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۳ ، ۲۲:۰۴

به در می‌گیم، دیوار هم اصلاً به روی خودش نمیاره.

 

ریش قرمز

۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۳ ، ۲۱:۰۲

ما از خیر خیلی چیزها گذشتیم، اما از شرشان نه!

 

ریش قرمز

۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۳ ، ۲۱:۱۳

زمینی: می‌گن مریخ خدای جنگ و خون‌ریزیه.

مریخی: پیچ‌گشتی.

خب خیلی حرفا هست که می‌زنن. ما که مشکلی نداشتیم توو این 30، 40 ملیون سالی که از خدا گرفتیم.

زمینی: یعنی تا حالا هیچ درگیری نداشتین اونجا؟!

مریخی: آخه ما مث شماها شلیک نمی‌کنیم.

انبر.

زمینی: یعنی چی؟

مریخی: شما چشم و گوشتون رو می‌بندید، بعد ماشه‌ی دهن رو می‌کشید. خون خودی و نوخودی رو بی‌خودی و باخودی می‌ریزید روو دیوار.

زمینی: ها؟!

مریخی: هیچی، بی‌خیال. آچار نداری؟

 

ریش قرمز

۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۳ ، ۱۶:۰۴