گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

گفت و گوهای خودمانی

... إمّا شَاکِراً و إمّا کَفُوراً

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

پیش‌گفتار: از ما گفتن بود - سخت نگیر بابا! - سوزنی تقدیم به خودمان.

حالا (یا دقیق‌ترش چند روز پیش) که بحث چگونگی مواجه شدن با عقاید دیگران را، به طور گذرا مورد اشاره قرار دادم، موقعیت را مناسب دیدم تا درباه یک موضوعی که چند سال و یا شاید دهه می‌باشد که در این مملکتی که دارای هزاران سال فرهنگ و تمدن است، باب شده، حرفی بزنم. اینکه به راحتی قومیت‌ها، اشخاص عمومی و خصوصی، فرهنگ‌ها، رخدادها و ... را به اسم بامزه و باحال و خنده‌دار بودن، مورد تمسخر و توهین و موضوع ساخت جک قرار می‌دهیم.

 

برای هر کدام از این موضوعات که مورد توهین واقع می‌شود می‌توان کلی حرف زد و حرف و حدیث‌ها و پرسش و پاسخ‌ها را تحلیل کرد که خود دریایی از وقت و حوصله را می‌طلبد. من اینجا قصد ندارم که به تک‌تک این موارد بپردازم، بلکه به گفتن نتیجه مشترک و کلی آن اکتفا می‌کنم.

 

نژادپرستی کار خوبی نیست، اما بی‌تفاوت شدن و فراموش کردن هویت و تاریخ خود خطرناک است. شخصیت‌پرستی کار درستی نیست، اما بی‌تفاوت شدن و فراموش کردن شخصیت‌ها و رخدادهای مهم کشوری کار خطرناکی است.

مسخره کردن قومیت، خود نژادپرستی است؛ موجب تفرقه است، موجب تحقیر است و خود آن نژاد را هم ممکن است از خودش متنفر کند. مسخره کردن بزرگان اجتماعی و دینی و سیاسی، فقط موجب تحقیر کارها و شخصیت‌های اینچنینی می‌شود. ما از توهین خارجی‌ها می‌رنجیم؟ که چرا ما را وحشی معرفی می‌کنند؟ که چرا ما یا اعتقادات و شخصیت‌ها و مقدسات ما را مورد هجمه قرار می‌دهند؟ ما خود تا چه حد به خودمان احترام گذاشته‌ایم که انتظار داریم دیگران به ما احترام بگذارند؟ از آقای شریعتی و ... گرفته تا شخصیت‌های سیاسی و انقلابی و مذهبی گذشته و یا کنونی مانند آقای خمینی و ... را مورد تمسخر قرار داده‌ایم و اگر به همین صورت ادامه پیدا کند، به مقدسات خودمان هم خواهد رسید (هرچند که از گذشته بوده، اما به طور گسترده‌تر و شدیدتر و بی‌شرمانه‌تر خواهد شد). افرادی که هر کدام چنان کاری برای این مملکت انجام داده‌اند که شرف و هویت و ناموس و استقلال این مملکت حفظ شود و به ما برسد و ما و ناموسمان زیر دست و پای هر بی‌ناموسی قرار نگیریم؛ و متفکران و سیاسیون بزرگ دنیا را به تواضع درآورده‌اند؛ در بین ما بی‌احترام و کوچک شده‌اند. دانسته و ندانسته اقدام به ساخت، تکرار و پخش جک‌ها و تمسخرها می‌کنیم. ادعای آدم بودنمان گوش خلق را کر کرده است و کوچک‌ترین رفتار آدمی که تحقیر نکردن دیگران و بالخصوص خودمان است را به راحتی زیر پا گذاشته‌ایم.

وقتی قومیت‌ها به هم توهین کنند و دو دستگی و یا چند دستگی شود، وقتی نسبت به مفاخر خود بی‌اطلاع و بی‌اعتقاد شویم، وقتی فرهنگ خود را فراموش کنیم، وقتی دستاوردهای خودمان را تحقیر کنیم (فقط چقدر جک برای ماهواره‌ی امید ساخته شد، و برخی‌ها نفهمیدند این ماهواره دارای چه ارزش‌های مختلف علمی و سیاسی و ... بود. شاید چون اصلاً نمی‌دانند ماهواره چیست، و فقط ماهواره را در حد چند شبکه سریال‌های ضد اخلاقی و آب دوغ خیاری می‌شناسند ...)، کم‌کم دامنه این بی‌تفاوتی‌ها، اعتقاداتمان، وطنمان، هویتمان، غیرتمان، ناموسمان و همه را در بر خواهد گرفت (همانطور که عده‌ای الآن به این درجه رسیده‌اند) و آن‌وقت است که هیچ چیز از این مملکت باقی‌نخواهد ماند، جز خیابان‌های زیر کِشت سیب‌زمینی (!)

 

چه از دید اخلاقی بخواهی، چه از دید ملی و اجتماعی، و چه از دید مذهبی (که موارد قبل را هم در بر دارد) این تحقیرها و تمسخرها کار بسیار نادرست، کثیف و بی‌شرمانه‌ایست، که آخر کار هم ضربه اصلی را به خودمان خواهد زد. دست‌کم می‌توانی یکی از عوامل گسترش آن‌ها نباشی ...

 

ریش قرمز

۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۳ ، ۱۳:۴۹

چند سال است که گشته سپری؟

چند ماه است؟ ... بگو.

سال و مَه را به حساب

برده غارت از من

یکه‌تاز شب و روز.

 

نیما یوشیج

۰ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۳۱

پیش‌گفتار: دل‌درد 29 - سخت نگیر بابا! - یک بام و دو هوا.

فرض کنیم بنده به خود اجازه‌ی جسارت داده و حرف‌های نامربوطی را به شما نسبت دهم. راست یا دروغ، وقتی به شما فحش دهم، حرف رکیکی بزنم، مسخره‌تان کنم، دستتان بی‌اندازم، به شعور و یا خودتان و یا خانواده‌تان و یا هر چیز دیگرتان اهانتی کنم، تعرضی کنم، به بازی بگیرم، و ... اگر شما از آن دسته آدم‌های سیب‌زیمینی نباشید، به شما بر خواهد خورد. حتی اگر به روی خودتان نیاورید، از من دلچرکین شده و یا سعی دارید تا به نوعی لطف بنده را جبران نمایید.

البته نه از روی جسارت، بلکه به دید رفاقت و دوستی، و همچنین به عنوان یه خواننده و یا رهگذر، وقتی به برخی افراد مسائلی را گوش زد نموده‌ام، این مقوله را مشاهده کرده‌ام که بسیار به ایشان برخورده و با رعایت ادب به بنده یادآور شده‌اند که به تو ربطی ندارد و می‌توانی هیکل خود را جم کرده و ببری جای دیگر، یا در وب دیگری پَهن کنی و اینجا همین است که هست (که البته همین حرف، خود جای بحث دارد که فعلاً در این برنامه نمی‌گنجد).

این روزها، در پی مسائل چند روز گذشته فرانسه، بحث و حرف و جنبش و ... مختلفی ایجاد شده و یا در حال انجام است. از بحث توهینی که انجام شد و دلیل و یا توجیحی که برای این مقوله بیان شد و ماجراها و حدس‌ها و بحث‌های آن می‌گذرم، که خود یک جریان مذهبی - سیاسی را برای باز کردن موضوع می‌طلبد و بنابر دلایلی فعلاً کاری به این حرف‌ها ندارم. حرف من بیشتر برمی‌گردد به خودمان. بله، خودمان. قبلاً بارها و به طور کلی و جزیی، عمومی یا خصوصی، در این وب و یا وب دیگران، در این باره حرف‌ها زده‌ام، و اکنون پوزش می‌خواهم بابت تکرار مکررات.

از جمله کلماتی که همه به خوبی و خوشی و در هر جایی به راحتی به کار می‌برند، آن‌هم بدون تعیین دقیق تعریفشان از آن کلمه، آزادی است. واژه‌ی چند وجهی و چندکاره‌ای که عمداً و یا سهواً در هر معنایی جز معنای خود به کار می‌رود. الآن قصد بحث‌های واژه‌شناسی و یا فلسفی در این باره ندارم، که کلاً خود این کلمه هم دارای گستره‌ی کاربردی بالایی است. با توجه به مضمون متن، فعلاً در باره آزادی، و آن هم از نوع بیانش حرف دارم. همانطور که دیدید، شما به هر کسی این حق را نمی‌دهید که هرچه دلش می‌خواهد به شما بگوید، و یا حتی نظری مخالف نظرتان ابراز دارد (ببخشید که شما را مخاطب قرار می‌دهم، بگذارید به حساب شمای نوعی). این یعنی اینکه آزادی بیان تا جایی که آزادی بیان باشد، بی ایراد و مجاز می‌باشد؛ اما این مسئله همیشه به طور عمدی و یا سهوی فراموش شده، و آزادی‌های بیانی تبدیل به آزادی توهین و تمسخر و دشنام می‌شود. آزادی بیان یعنی بیان افکار و سوالات و اندیشه‌های خود در جا و مکان و زمان مناسبش، و با زبانی درست و با دلایل و منطق و عقل و عنصری کم‌یاب به نام انسانیت (همان چیزی که یکی از تفاوت‌های جالب توجه ما با حیوانات است، هرچند که طی چند دهه گذشته، این تفاوت به عوامل دیگری نسبت داده شده که خود آن هم بحثی جداگانه را می‌طلبد).

حال ما می‌نشینیم (کاری به آن‌ور آبی‌ها ندارم) و جهت ایجاد متن طنزنما برای مسائل اجتماعی - سیاسی، یا تنها به جهت خندیدن، یا هر چیز دیگری، به راحتی جک برای مقدسات می‌سازیم، سخنان و بیانات آن‌ها را دست‌آویز شوخی‌های بی‌جای خود قرار می‌دهیم، و طلبکار هم هستیم.

دلایلی در مثال‌ها و حرف‌های بالا بیان شد که دریافتش را می‌گذارم به عهده ذهن خواننده. در انتها برای کسانی که همچنان توضیحات را مورد قبول ندانسته، برایشان مضحک بوده، مذهب را خرافه و مسخره می‌پندارند، و یا هر دلیل دیگر، باید بگویم که اصلاً حق با شما بوده و دیگران در اشتباه هستند. اگر مقدسات خودت می‌باشد که آدم عاقل مقدسات خودش را مسخره نمی‌کند، و اگر هم اعتقادی به آن‌ها نداری، چه این مقدسات درست باشند و چه خرافه، به هر حال برای عده‌ای عزیزند، و شما در پرتو آزادی بیان، می‌توانی تنها به بحث و گفت و گوی سازنده و نه تمسخر و مجادله، با این افراد بپردازی. لذا، دادن این اجازه به خود (آن هم به خودی که مظهر عقل و درک می‌دانی‌اش) که آن‌ها را مورد توهین و تمسخر قرار دهی، زبانم لال، نشان از خودخواهی، خودبزرگ‌بینی و یا جهل مرکبتان می‌باشد.

 

ریش قرمز

۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۳ ، ۲۳:۲۰